پاسخ به شبهه : آیا شیعه ائمه را شریک خدا قرار میدهد؟؟؟
یکی از شبهاتی که در نقد اعتقادات شیعه مطرح میشود این است که شیعیان با اعتقاد به مقام ویژه ائمه، زیارت آنان، توسل و گاه خطاب قرار دادن ایشان، آنان را در جایگاه خدا قرار داده و برای خدا شریک قائل شدهاند. برای بررسی این ادعا، نخست باید روشن شود که شرک دقیقاً به چه معناست و آیا هرگونه احترام، اطاعت، درخواست یا واسطه قرار دادن یک انسان، عبادت او محسوب میشود یا خیر.

۱. اعتقاد رسمی شیعه به توحید، با ادعای شرک سازگار نیست
نخستین و روشنترین پاسخ را باید از خود منابع اعتقادی امامیه گرفت، نه از رفتار برخی افراد یا برداشت مخالفان. بزرگان مذهب تشیع از خود معصومین (علیهم السلام گرفته) تا همه متکلمان و محدثین و مفسرین شیعی به توحید ذاتی و صفاتی و افعالی معتقدند. از جمله:
شیخ صدوق، از مهمترین متکلمان امامیه در قرن چهارم، در کتاب «الاعتقادات في دين الإمامية» که از منابع قدیمی و بنیادین در معرفی اعتقادات امامیه است، تصریح میکند:
«اعتقاد ما در توحید این است که خداوند متعال واحد و یگانه است.»
او سپس خداوند را از هرگونه شریک، همتا، ضد، شبیه و نظیر منزّه میداند و تصریح میکند که خداوند خالق همه چیز و تنها معبود است (صدوق، ۱۴۱۴ق، ص. ۲۱–۲۲).
این تصریح اهمیت زیادی دارد؛ زیرا اگر ادعا شود «شیعه برای خدا شریک قائل است»، نخست باید نشان داده شود که این عقیده در منابع اعتقادی خود شیعه وجود دارد؛ در حالی که یکی از قدیمیترین متون کلامی امامیه دقیقاً بر نفی شریک از خداوند تأکید میکند.
بنابراین، اصل ادعای «شیعه ائمه را شریک خدا میداند» با عقیده رسمی و مدون امامیه سازگار نیست.
۲. مقام بلند ائمه، مساوی با مقام خدایی آنان نیست
اشتباه اصلی در این شبهه، خلط میان مقام والای یک بنده خدا و الوهیت است.
از نظر عقلی، ممکن است یک انسان در علم، تقوا، هدایت و قرب الهی جایگاه بسیار والایی داشته باشد، بدون آنکه از دایره بندگی خدا خارج شود. قرآن نیز پیامبران را دارای مقامهای ویژه میداند، اما در عین حال آنان را بندگان خدا معرفی میکند.
برای نمونه، درباره حضرت عیسی(ع) با وجود معجزات خارقالعاده او، قرآن تأکید میکند:
«إِنْ هُوَ إِلَّا عَبْدٌ أَنْعَمْنَا عَلَيْهِ»؛
«او جز بندهای نیست که به او نعمت بخشیدیم» (قرآن کریم، زخرف: ۵۹).
پس برخورداری یک انسان از علم، کرامت یا قدرتی فوقعادی، به خودی خود به معنای خدایی شدن او نیست؛ معیار، استقلال از خدا و برخورداری از مقام الوهیت است.
همین اصل در نگاه شیعه نیز درباره ائمه برقرار است. آنان هرقدر مقام والایی داشته باشند، مخلوق و بنده خدا هستند، نه خدا و نه شریک خدا.
حتی در روایات کتاب «الکافی»، ائمه با عنوان «حجج الله في عباده» معرفی شدهاند؛ یعنی حجتهای خدا بر بندگان، نه خدایان در کنار خدا (کلینی، ۱۴۰۷ق، ج. ۱، ص. ۱۶۸).
۳. قرآن میان «عبادت» و «تعظیم و اطاعت» تفاوت میگذارد
اگر هرگونه خضوع و احترام در برابر انسان عبادت محسوب شود، باید بسیاری از رفتارهای نقلشده در قرآن را نیز عبادت بدانیم.
قرآن از سجده فرشتگان در برابر آدم(ع) سخن میگوید:
«فَسَجَدَ الْمَلَائِكَةُ كُلُّهُمْ أَجْمَعُونَ»
(حجر: ۳۰).
آیا این سجده به معنای پرستش آدم بود؟ قطعاً نه؛ زیرا همان قرآن، عبادت و پرستش را مخصوص خدا میداند.
بنابراین، صرفِ یک رفتار ظاهری، بدون توجه به نیت و اعتقاد شخص، برای صدور حکم شرک کافی نیست.
این نکته در مسئله ائمه نیز اهمیت دارد. اگر شیعه در برابر امام یا مرقد او احترام میکند، اصل این عمل بهخودیخود عبادت محسوب نمیشود؛ بلکه باید دید شخص چه اعتقادی درباره آن امام دارد.
اگر اعتقاد او این باشد که امام خدا، معبود یا موجودی مستقل از خداست، چنین اعتقادی با توحید ناسازگار است.
اما اگر امام را بنده خدا، ولیّ الهی و مخلوق او بداند، صرف احترام و تعظیم او مساوی با عبادت نیست.
۴. معیار اصلی شرک، «استقلال در برابر خدا» است
از نظر عقلی نیز تفاوت میان «واسطه» و «شریک» روشن است.
«شریک» یعنی موجودی که در برابر خداوند، در قلمرو الوهیت یا ربوبیت، استقلال داشته باشد؛ یعنی در عرض خدا قرار گیرد.
اما «واسطه» موجودی است که وجود و اثر او وابسته به خداست و اگر تأثیری دارد، آن را در طول اراده و قدرت الهی داراست.
برای مثال، قرآن درباره حضرت عیسی(ع) میفرماید:
«وَأُبْرِئُ الْأَكْمَهَ وَالْأَبْرَصَ وَأُحْيِي الْمَوْتَىٰ بِإِذْنِ اللَّهِ»
«کور مادرزاد و مبتلا به پیسی را شفا میدهم و مردگان را زنده میکنم، به اذن خدا» (قرآن کریم، آلعمران: ۴۹).
نکته مهم در آیه، تعبیر «بِإِذْنِ اللَّهِ» است. قرآن اصل اثرگذاری بنده خدا را نفی نمیکند، بلکه استقلال او را نفی میکند.
بنابراین، این دو گزاره کاملاً متفاوتاند:
«فلان بنده خدا مستقلاً و در برابر خدا قدرت دارد.»
و:
«خداوند به فلان بنده خود قدرتی عطا کرده و او به اذن خدا منشأ یک اثر شده است.»
اولی با توحید ناسازگار است؛ دومی لزوماً چنین نیست.
در اندیشه امامیه نیز اصل بر همین وابستگی است. شیخ صدوق در تبیین عقاید امامیه، خداوند را «خالق کل شیء» و صاحب «خلق و امر» معرفی میکند و هرگونه شریک و نظیر برای او را نفی میکند (صدوق، ۱۴۱۴ق، ص. ۲۱–۲۲).
۵. آیا درخواست از یک انسان، به معنای پرستش اوست؟
این نیز از نظر عقلی قابل قبول نیست.
ما در زندگی روزمره از انسانهای دیگر درخواست میکنیم: از پزشک درمان میخواهیم، از معلم آموزش میگیریم و از یک انسان توانمند کمک میطلبیم. هیچکدام از این درخواستها به معنای پرستش آنان نیست؛ زیرا درخواستکننده معتقد نیست آن شخص خدای مستقل است.
در منابع حدیثی اهلسنت نیز نمونهای روشن وجود دارد. در صحیح بخاری آمده است که در زمان خشکسالی، عمر بن خطاب از عباس بن عبدالمطلب خواست برای باران دعا کند و گفت:
«اللهم إنا كنا نتوسل إليك بنبينا… وإنا نتوسل إليك بعم نبينا فاسقنا»
یعنی: «خدایا! ما پیشتر به وسیله پیامبرمان به تو متوسل میشدیم و اکنون به وسیله عموی پیامبرمان به تو متوسل میشویم؛ پس ما را سیراب کن» (بخاری، ۱۴۲۲ق، حدیث ۱۰۱۰).
در این گزارش، عمر از عباس درخواست میکند که برای آنان دعا کند، اما دعا همچنان متوجه خداوند است. بنابراین، نفسِ مراجعه و درخواست از یک انسان، مساوی با عبادت او نیست.
البته این روایت به تنهایی همه اشکالهای مربوط به توسل را حل نمیکند؛ اما یک نکته اساسی را ثابت میکند: نمیتوان هر نوع درخواست از انسان صالح را بدون بررسی اعتقاد شخص، عبادت و شرک دانست.
۶. قرآن نیز «وسیله» را در مسیر تقرب به خدا مطرح کرده است
قرآن میفرماید:
«یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَابْتَغُوا إِلَیْهِ الْوَسِیلَةَ»
«ای کسانی که ایمان آوردهاید، تقوای الهی پیشه کنید و برای رسیدن به او وسیله بجویید» (قرآن کریم، مائده: ۳۵).
اصل قرآنیِ «وسیله قرار دادن» نشان میدهد که میان خداوند به عنوان مقصد نهایی و وسیلهای که انسان را به سوی او نزدیک میکند تفاوت وجود دارد.
بنابراین، اگر کسی پیامبر یا ولیّ خدا را وسیله تقرب به خدا بداند، این اعتقاد به خودی خود به معنای قرار دادن او در جایگاه خدا نیست.
البته درباره مصادیق وسیله و حدود و شکل توسل میتوان بحثهای جداگانهای انجام داد؛ اما آن بحث با ادعای «شیعه خدا را دو یا چند خدا میداند» تفاوت دارد.
۷. حتی منابع اهلسنت نیز میان «توسل» و «عبادت» ملازمه برقرار نمیکنند
در صحیح ترمذی، ماجرای مرد نابینایی نقل شده است که نزد پیامبر(ص) آمد و از او خواست برایش دعا کند. پیامبر دعایی به او آموزش داد که در آن میگوید:
«اللهم إني أسألك وأتوجه إليك بنبيك محمد»
یعنی: «خدایا! از تو درخواست میکنم و به وسیله پیامبرت محمد به سوی تو روی میآورم» (ترمذی، ۱۹۹۸م، حدیث ۳۵۷۸).
صرفنظر از اختلافهای بعدی درباره برخی صورتهای توسل، این روایت دستکم نشان میدهد که توسل به یک بنده خدا در متن یک درخواست از خداوند، ذاتاً به معنای پرستش آن بنده نیست.
بنابراین، نمیتوان صرف وجود واژههایی مانند «وسیله»، «توسل» یا «درخواست» را دلیل کافی برای اثبات شرک دانست.
۸. یک نکته مهم درباره رفتار برخی افراد
برای پاسخ علمی باید میان عقیده یک مذهب و رفتار تکتک پیروان آن تفاوت گذاشت.
ممکن است در میان پیروان هر مذهبی رفتارهایی وجود داشته باشد که از نظر عقیدتی یا شرعی قابل نقد باشد. اگر فردی واقعاً برای امام، پیامبر یا هر موجود دیگری الوهیت یا استقلال ذاتی در خالقیت، رزق، تدبیر و تصرف قائل شود، چنین اعتقادی با توحید سازگار نیست.(مثلا کسانی که غلو کننده هستند و یا برخی فرقی که برای حضرت علی مقام خدایی قائلند که این افراد و فرق به شدت از طرف شیعیان طرد شده و آنان را از مذاهب شیعی نمی شناسند)
اما از این مسئله نمیتوان نتیجه گرفت که:
«پس مذهب شیعه ذاتاً مشرک است.»
برای اثبات چنین ادعایی باید نشان داده شود که اعتقاد رسمی و مستند امامیه، چنین استقلالی را برای ائمه اثبات کرده است.
منابع اعتقادی قدیمی امامیه دقیقاً خلاف این را نشان میدهند. شیخ صدوق، در قرن چهارم، خدا را واحد، بیشریک، خالق همه چیز و تنها معبود معرفی میکند و نسبت دادن عقیدهای غیر از این به امامیه را خلاف اعتقاد رسمی آنان میداند (صدوق، ۱۴۱۴ق، ص. ۲۱–۲۲).
نتیجه
اتهام «شرکآلود بودن عقیده شیعه» زمانی قابل اثبات است که نشان داده شود شیعه برای ائمه مقام الوهیت یا استقلال در ربوبیت و تأثیر قائل است. اما منابع اصلی و قدیمی امامیه چنین چیزی را تأیید نمیکنند.
شیعه، خداوند را واحد، یگانه، خالق همه موجودات و تنها معبود میداند و ائمه را بندگان و حجتهای الهی معرفی میکند. بنابراین، اصلِ اعتقاد به مقام بلند ائمه، احترام به آنان، زیارت قبور یا حتی توسل به آنان، بدون اثبات اعتقاد به الوهیت و استقلال آنان، دلیل بر شرک نیست.
از نظر عقلی نیز باید میان شریک و بنده یا واسطه وابسته به خدا تفاوت گذاشت. شریک در عرض خدا قرار دارد و استقلال دارد؛ اما بنده و واسطه، اگر نقشی داشته باشد، در طول اراده و قدرت خداوند است.
پس خطای اصلی این شبهه، یکسان گرفتن «تعظیم و توسل به بنده خدا» با «عبادت و خدا دانستن او» است. این دو از نظر مفهومی، قرآنی و عقلی یکسان نیستند.
به تعبیر ساده:
شیعه نمیگوید «علی خداست»؛ میگوید علی بنده خدا و ولیّ خداست.
شیعه نمیگوید «امام در برابر خدا مستقل است»؛ میگوید هرچه دارد از خداست.
بنابراین، صرفِ بزرگداشت یا توسل به امام، بدون اعتقاد به الوهیت و استقلال او، مساوی با شرک نیست.
منابع
قرآن کریم.
بخاری، محمد بن اسماعیل. (۱۴۲۲ق). صحیح البخاری (محمد زهیر بن ناصر الناصر، محقق). دار طوق النجاة. (حدیث ۱۰۱۰).
ترمذی، محمد بن عیسی. (۱۹۹۸م). سنن الترمذی (بشار عواد معروف، محقق). دار الغرب الإسلامی. (حدیث ۳۵۷۸).
صدوق، محمد بن علی بن بابویه. (۱۴۱۴ق). الاعتقادات في دین الإمامیة (عصام عبدالسید، محقق). بیروت: دارالمفید.
صدوق، محمد بن علی بن بابویه. (۱۴۰۹ق). التوحید. قم: جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، مؤسسه النشر الإسلامی.
کلینی، محمد بن یعقوب. (۱۴۰۷ق). الکافی (علیاکبر غفاری و محمد آخوندی، محققان). تهران: دارالکتب الإسلامیة.
رضی، محمد بن حسین. (۱۴۱۴ق). نهج البلاغة (صبحی صالح، محقق). قم: هجرت.
|
[یکشنبه 1405-06-22] [ 11:23:00 ب.ظ ]
|







