چکیده
یکی از پرسشهایی که درباره مسئله امامت در عصر غیبت مطرح میشود، این است که اگر امام زمان(عجلاللهتعالیفرجهالشریف) در غیبت به سر میبرد و مردم امکان ارتباط و دسترسی عادی و مستقیم به ایشان را ندارند، وجود امام چه فایدهای دارد؟ آیا امامت در چنین شرایطی به جایگاهی صرفاً اعتقادی و فاقد کارکرد عملی تبدیل نمیشود؟
پاسخ به این پرسش، در گرو تفکیک میان «حضور ظاهری امام» و «اصل وجود و جایگاه امامت» است. در اندیشه امامیه، کارکرد امام به ارتباط روزمره با مردم یا اداره آشکار جامعه محدود نیست؛ بلکه استمرار حجت الهی، پاسداری از حقیقت دین، هدایت معنوی و جایگاه امام در نظام هدایت و فیض الهی نیز از ابعاد مهم امامت به شمار میرود. ازاینرو، غیبت به معنای تعطیلی همه کارکردهای امامت نیست، هرچند برخی از آثار اجتماعی و مدیریتی حضور آشکار امام در عصر غیبت محدود میشود. این مقاله با روش توصیفی ـ تحلیلی و با بهرهگیری از مبانی کلامی، آیات قرآن و روایات امامیه، ابعاد مختلف ضرورت و کارکرد امامت در عصر غیبت را بررسی میکند.
کلیدواژهها: امامت، غیبت، امام زمان(عج)، حجت الهی، واسطه فیض، هدایت الهی.
مقدمه
امامت در اندیشه کلامی شیعه، صرفاً یک منصب سیاسی یا جایگاه اجتماعی برای اداره جامعه نیست؛ بلکه امتداد مسیر هدایت الهی پس از پیامبر اکرم(ص) و استمرار مرجعیت دینی در تبیین و پاسداری از معارف دین است. بر این اساس، امام تنها فردی نیست که در رأس حکومت قرار میگیرد یا در دسترس مردم است؛ بلکه وجود او در منظومه اعتقادی امامیه، جایگاهی فراتر از مدیریت ظاهری جامعه دارد.
بااینحال، مسئله غیبت امام دوازدهم(عج) زمینه طرح پرسشی مهم را فراهم میکند: اگر امام از دیدگان مردم پنهان است و امکان مراجعه مستقیم و عمومی به او وجود ندارد، چه ضرورتی برای استمرار امامت وجود دارد؟ آیا نمیتوان گفت که در چنین وضعیتی، وجود امام عملاً تفاوتی با نبود او ندارد؟
این پرسش در ظاهر بر یک ملازمه تکیه دارد: هرگاه دسترسی مستقیم به امام ممکن نباشد، وجود او نیز فاقد فایده خواهد بود. اما چنین ملازمهای بدیهی نیست؛ زیرا ممکن است یک حقیقت یا موجود، آثار و کارکردهایی داشته باشد که تحقق آنها به مشاهده مستقیم یا ارتباط عادی و روزمره وابسته نباشد.
برای پاسخ دقیق، باید نخست روشن شود که غیبت چه چیزی را محدود میکند و چه ابعادی از جایگاه امام همچنان برقرار است. سپس میتوان با استناد به مبانی عقلی و نقلی، ضرورت وجود امام در عصر غیبت را بررسی کرد.

۱. تفکیک میان غیبت ظاهری و فقدان کارکرد امامت
نخستین نکته در پاسخ به شبهه آن است که «غیبت» را نباید با «نبودن» یا «بیاثر بودن» یکسان دانست. غیبت امام زمان(عج) به معنای ناشناخته بودن و عدم دسترسی عادی و عمومی مردم به ایشان است؛ نه اینکه امام از اصل حیات یا جایگاه الهی خود خارج شده باشد.
در واقع، آنچه در عصر غیبت محدود میشود، امکان ارتباط آشکار و عمومی با امام و بهرهمندی از برخی کارکردهای مستقیم اجتماعی و حکومتی اوست. اما از این محدودیت نمیتوان نتیجه گرفت که همه شئون امامت از میان رفته یا وجود امام هیچ اثری ندارد.
برای روشن شدن این مطلب، میتوان میان دو دسته از کارکردهای امامت تفکیک کرد:
الف) کارکردهای وابسته به حضور آشکار
برخی از وظایف امام، در شرایط حضور و امکان دسترسی عمومی، به شکل مستقیم و آشکار تحقق مییابد؛ از جمله تشکیل حکومت الهی، اداره مستقیم جامعه، حلوفصل عمومی اختلافات و پاسخگویی بیواسطه به پرسشهای مردم. تحقق کامل این دسته از کارکردها در عصر غیبت با محدودیت روبهرو است.
ب) کارکردهای فراتر از حضور ظاهری
برخی دیگر از شئون امامت، به ارتباط روزمره مردم با امام وابسته نیست؛ مانند استمرار حجت الهی، جایگاه امام در نظام هدایت و فیض الهی و نقش او در حفظ پیوند امت با مرجعیت اصیل دین. این کارکردها با غیبت ظاهری از میان نمیروند.
بنابراین، برای ارزیابی فایده وجود امام در عصر غیبت، نباید تمام حقیقت امامت را به یکی از جلوههای آن، یعنی حضور اجتماعی و ارتباط مستقیم، فروکاست.
۲. استمرار حجت الهی؛ زمین هیچگاه از حجت خدا خالی نیست
یکی از مبانی اساسی امامت در کلام امامیه، ضرورت استمرار حجت الهی در زمین است. بر اساس این مبنا، هدایت الهی به دوران پیامبر یا امام حاضر و آشکار محدود نمیشود و زمین هیچگاه از حجتی که پیوند هدایت الهی با انسانها را استمرار بخشد، خالی نخواهد بود.
در روایتی از امام صادق(ع) آمده است:
«إِنَّ الْأَرْضَ لَا تَخْلُو إِلَّا وَفِيهَا إِمَامٌ، كَيْمَا إِنْ زَادَ الْمُؤْمِنُونَ شَيْئًا رَدَّهُمْ، وَإِنْ نَقَصُوا شَيْئًا أَتَمَّهُ لَهُمْ».
«زمین خالی نمیماند، مگر آنکه در آن امامی وجود داشته باشد؛ تا اگر مؤمنان چیزی بر دین افزودند، آنان را بازگرداند و اگر چیزی از آن کاستند، آن را برایشان تکمیل کند.»
(کلینی، الکافی، ج ۱، کتاب الحجة، باب «أن الأرض لا تخلو من حجة»، ح ۲).
این روایت دو نکته مهم را بیان میکند: نخست، استمرار وجود امام در زمین؛ دوم، نقش او در صیانت از حقیقت دین و جلوگیری از افزوده شدن یا کاسته شدن از معارف آن.
در روایت دیگری از امام باقر(ع) آمده است:
«وَاللَّهِ مَا تَرَكَ اللَّهُ أَرْضًا مُنْذُ قَبَضَ آدَمَ إِلَّا وَفِيهَا إِمَامٌ يُهْتَدَى بِهِ إِلَى اللَّهِ وَهُوَ حُجَّتُهُ عَلَى عِبَادِهِ».
«به خدا سوگند، خداوند از زمان قبض روح آدم(ع) هیچ زمینی را وانگذاشته، مگر آنکه در آن امامی بوده است که بهوسیله او به سوی خدا هدایت میشوند و او حجت خدا بر بندگانش است.»
(کلینی، الکافی، ج ۱، کتاب الحجة، باب «أن الأرض لا تخلو من حجة»).
این روایات نشان میدهند که در منطق امامیه، وجود امام صرفاً برای پاسخگویی به نیازهای مقطعی جامعه یا اداره ظاهری حکومت نیست؛ بلکه اصل استمرار حجت الهی، خود یکی از شئون بنیادین امامت است.
البته باید توجه داشت که استناد به این روایات، بهتنهایی تمام جزئیات چگونگی تأثیر امام در عصر غیبت را اثبات نمیکند؛ بلکه اصل استمرار حجت الهی و جایگاه آن را تبیین میکند. برای توضیح دیگر کارکردها، باید به مبانی و شواهد دیگری نیز توجه کرد.
۳. نقش امام در صیانت از حقیقت دین و مرجعیت اصیل هدایت
یکی از مهمترین کارکردهای امامت، پاسداری از حقیقت دین و جلوگیری از انحراف در فهم و انتقال معارف الهی است.
در روایت پیشگفته از امام صادق(ع)، این نقش با تعبیری روشن بیان شده است: اگر مؤمنان چیزی به دین بیفزایند، امام آنان را بازمیگرداند و اگر چیزی از آن بکاهند، آن را تکمیل میکند.
اهمیت این کارکرد زمانی روشنتر میشود که به وضعیت جامعه دینی در طول تاریخ توجه کنیم. پس از رحلت پیامبر اکرم(ص)، مسلمانان با مسائل و پرسشهای تازهای روبهرو شدند؛ اختلاف در فهم متون دینی، برداشتهای متفاوت از احکام، شکلگیری جریانهای فکری و اختلاف در تفسیر آموزههای اعتقادی، از جمله این مسائل بود.
در چنین شرایطی، وجود مرجعیت معصوم در منظومه اعتقادی امامیه، تضمینکننده استمرار یک معیار اصیل برای تشخیص حقیقت دین است.
البته این سخن به معنای آن نیست که در عصر غیبت، همه مردم برای حل مسائل دینی باید به شکل مستقیم با امام ارتباط داشته باشند یا هیچ راه دیگری برای شناخت احکام و معارف وجود ندارد. در اندیشه امامیه، در دوران غیبت، عالمان دین و راویان و فقیهان واجد شرایط، در محدوده صلاحیت علمی و دینی خود، مسئولیت پاسخگویی به نیازهای دینی جامعه را بر عهده دارند.
در همین زمینه، توقیع منسوب به امام زمان(عج) خطاب به اسحاق بن یعقوب، در پاسخ به پرسش درباره حوادث و مسائل تازه، چنین نقل شده است:
«وَأَمَّا الْحَوَادِثُ الْوَاقِعَةُ فَارْجِعُوا فِيهَا إِلَى رُوَاةِ حَدِيثِنَا، فَإِنَّهُمْ حُجَّتِي عَلَيْكُمْ وَأَنَا حُجَّةُ اللَّهِ عَلَيْهِمْ».
«در حوادث و مسائل پیشآمده، به راویان حدیث ما مراجعه کنید؛ زیرا آنان حجت من بر شما هستند و من حجت خدا بر آنانم.»
(صدوق، کمالالدین و تمامالنعمة، ج ۲، باب توقیعات؛ نیز: طبرسی، الاحتجاج، ج ۲، توقیع امام زمان(عج) به اسحاق بن یعقوب).
این توقیع، در منظومه فکری امامیه، مبنایی برای مراجعه به عالمان و راویان واجد شرایط در عصر غیبت به شمار میرود. بنابراین، غیبت به معنای رها شدن جامعه دینی بدون هیچ مرجعیت و سازوکار هدایت نیست؛ بلکه شیوه بهرهمندی از هدایت دینی در این دوران، با دوران حضور آشکار امام تفاوت دارد.
نکته مهم آن است که مرجعیت عالمان دینی جایگزین مقام امامت نیست. فقیه، به دلیل دانش و صلاحیت علمی، در محدوده وظایف خود مرجع مراجعه مردم است؛ اما از منظر اعتقادی شیعه، مقام امامت و حجیت الهی امام معصوم، جایگاهی مستقل و فراتر از مرجعیت علمی عالمان دارد.
۴. جایگاه امام در نظام هدایت و فیض الهی
یکی دیگر از ابعاد مهم امامت در اندیشه کلامی امامیه، جایگاه امام در نظام هدایت و فیض الهی است. در این دیدگاه، خداوند سرچشمه مستقل و حقیقی همه کمالات و فیوضات است و هیچ موجودی در عرض او یا مستقل از اراده او منشأ اثر نیست. بااینحال، در نظام آفرینش، برخی موجودات به اذن الهی واسطه تحقق و انتقال فیض قرار میگیرند.
بر این اساس، در آموزههای کلامی و روایی امامیه، برای پیامبر و امام جایگاهی ویژه در نظام هدایت و فیض الهی در نظر گرفته شده است. این جایگاه با مفهوم «واسطه فیض» توضیح داده میشود.
مقصود از واسطه فیض آن نیست که امام مستقل از خداوند در جهان اثر میگذارد یا خداوند در تدبیر عالم ناتوان است و به امام نیاز دارد؛ بلکه مقصود آن است که خداوند بر اساس حکمت خود، برخی از فیوضات را از طریق مجاری و واسطههایی که خود برگزیده است، به بندگان و جهان هستی میرساند.
در روایتی از امام صادق(ع) درباره جایگاه اهلبیت(ع) در نظام آفرینش آمده است:
«بِنَا أَثْمَرَتِ الْأَشْجَارُ، وَأَيْنَعَتِ الثِّمَارُ، وَجَرَتِ الْأَنْهَارُ، وَبِنَا نَزَلَ الْغَيْثُ مِنَ السَّمَاءِ، وَبِنَا أَنْبَتَتِ الْأَرْضُ عُشْبَهَا».
«بهواسطه ما درختان به بار مینشینند، میوهها میرسند، نهرها جاری میشوند، باران از آسمان فرود میآید و زمین گیاهان خود را میرویاند.»
(کلینی، الکافی، ج ۱، کتاب الحجة، باب «أن الأئمة عليهم السلام هم أركان الأرض»).
این روایت در چارچوب آموزههای امامیه درباره جایگاه اهلبیت(ع) در نظام هستی قابل بررسی است. بااینحال، برای استفاده علمی از آن باید به یک نکته توجه داشت: چنین روایتی بهتنهایی همه جزئیات فلسفی نظریه واسطه فیض یا چگونگی تأثیر امام در عالم را اثبات نمیکند؛ بلکه شاهدی روایی بر جایگاه ویژه اهلبیت(ع) در نظام آفرینش است.
بر مبنای این تلقی، وجود امام به ارتباط آشکار و روزمره مردم با او وابسته نیست؛ زیرا نقش او در نظام هدایت و فیض الهی، به حضور اجتماعی و امکان مشاهده مستقیم محدود نمیشود.
در نتیجه، اگر کسی فایده امام را فقط در پاسخگویی مستقیم به پرسشهای مردم یا اداره ظاهری جامعه خلاصه کند، بخش مهمی از مبانی اعتقادی امامت را نادیده گرفته است.
۵. امکان بهرهمندی از امام در دوران غیبت؛ تمثیل خورشید پشت ابر
یکی از روشنترین پاسخهای روایی به پرسش از فایده امام در دوران غیبت، در توقیع منسوب به امام زمان(عج) خطاب به اسحاق بن یعقوب آمده است:
«وَأَمَّا وَجْهُ الِانْتِفَاعِ بِي فِي غَيْبَتِي فَكَالِانْتِفَاعِ بِالشَّمْسِ إِذَا غَيَّبَتْهَا عَنِ الْأَبْصَارِ السَّحَابُ».
«اما چگونگی بهرهمندی از من در دوران غیبتم، مانند بهرهمندی از خورشید است هنگامی که ابر آن را از دیدگان پنهان میکند.»
(صدوق، کمالالدین و تمامالنعمة، ج ۲، باب ۴۵، ص ۴۸۳ در برخی چاپها؛ نیز: طبرسی، الاحتجاج، ج ۲، در ضمن توقیعات امام زمان(عج)).
این تشبیه، نکتهای اساسی را روشن میکند: پنهان بودن یک حقیقت از دیدگان، لزوماً به معنای از میان رفتن آثار و منافع آن نیست.
خورشید ممکن است در پس ابر از دیدگان پنهان شود، اما نور و آثار آن بهطور کامل از میان نمیرود. به همین ترتیب، بر اساس این روایت، غیبت امام به معنای قطع کامل امکان بهرهمندی از وجود او نیست.
البته باید در تفسیر این تشبیه دقت کرد. این تمثیل بهتنهایی تمام جزئیات چگونگی بهرهمندی از امام یا نوع و میزان تأثیرگذاری او را توضیح نمیدهد؛ بلکه اصل امکان انتفاع از امام با وجود غیبت ظاهری را بیان میکند.
از سوی دیگر، در ارزیابی سندی این توقیع نیز باید احتیاط علمی داشت. این روایت در کتاب کمالالدین شیخ صدوق و منابع دیگر نقل شده و از متون مشهور در بحث غیبت است؛ اما درباره وضعیت رجالی برخی راویان آن، از جمله اسحاق بن یعقوب، بحثهایی وجود دارد. بنابراین، بهتر است از آن بهعنوان شاهد روایی مهم در تبیین دیدگاه امامیه استفاده شود، نه اینکه بدون بررسی رجالی، درباره صحت قطعی سند آن ادعایی صورت گیرد.
۶. عنایت و دستگیری امام؛ بررسی گزارشهای مربوط به ارتباط با امام در عصر غیبت
در منابع شیعه، گزارشهایی درباره عنایت امام زمان(عج) به برخی افراد یا دستگیری از آنان در شرایط خاص نقل شده است. این گزارشها گاه در قالب دیدار با امام، گاه به شکل رفع گرفتاری و گاه در قالب راهنمایی و کمک در موقعیتهای دشوار مطرح شدهاند.
بااینحال، در بررسی علمی این دسته از گزارشها باید میان دو مسئله تفاوت گذاشت:
نخست، اصل امکان عنایت و دستگیری امام در عصر غیبت؛ دوم، اعتبار تاریخی و سندی هر گزارش مشخص.
پذیرش اصل امکان عنایت امام، به معنای پذیرش بیقیدوشرط همه داستانهای نقلشده درباره ملاقاتها نیست. هر گزارش باید جداگانه از نظر منبع، سند، قرائن تاریخی و محتوای آن بررسی شود.
همچنین نباید چنین تصور کرد که امام موظف است در هر بحران اجتماعی یا هر خطر دینی، به شکلی آشکار و قابل مشاهده مداخله کند. از آموزههای امامت نمیتوان چنین قاعدهای را استخراج کرد که هرگاه خطری متوجه جامعه دینی شد، حتماً مداخله محسوس و فوری امام رخ خواهد داد.
آنچه میتوان با احتیاط بیان کرد، این است که در نگاه اعتقادی شیعه، غیبت به معنای بیتوجهی یا قطع کامل عنایت امام نسبت به جامعه و پیروان او نیست؛ اما چگونگی و مصادیق این عنایت، همواره برای مردم آشکار و قابل تشخیص نیست.
ازاینرو، این دسته از گزارشها میتوانند در جایگاه مؤید و توضیحدهنده مطرح شوند، نه بهعنوان تنها دلیل ضرورت وجود امام در عصر غیبت.
۷. غیبت و امید به تحقق عدالت جهانی
یکی دیگر از آثار اعتقادی وجود امام زمان(عج)، حفظ افق انتظار و امید به تحقق عدالت فراگیر در آینده تاریخ است.
در آموزه مهدویت، امام غایب صرفاً شخصیتی متعلق به گذشته یا موضوعی برای اعتقاد ذهنی نیست؛ بلکه وجود او با آیندهای پیوند دارد که در آن عدالت الهی در سطحی جهانی تحقق خواهد یافت.
این باور، از یک سو مانع تلقی وضعیت موجود بهعنوان سرنوشت قطعی و تغییرناپذیر انسان میشود و از سوی دیگر، افق روشنی برای تلاش اخلاقی و اجتماعی ترسیم میکند.
البته انتظار در معنای صحیح خود، به معنای کنارهگیری از مسئولیتهای اجتماعی یا واگذاری همه امور به آینده نیست. اعتقاد به ظهور منجی، نباید بهانهای برای بیعملی، پذیرش ظلم یا ترک اصلاح جامعه باشد.
برعکس، انتظار سازنده اقتضا میکند که انسان در حد توان خود برای گسترش عدالت، اصلاح رفتار فردی و اجتماعی، دفاع از حق و مقابله با فساد تلاش کند. بنابراین، وجود امام در عصر غیبت، افزون بر جایگاه اعتقادی خود، میتواند جهتگیری اخلاقی و اجتماعی جامعه منتظر را نیز تحت تأثیر قرار دهد.
۸. پاسخ نهایی به شبهه: آیا امام غایب، امامی بیفایده است؟
اکنون میتوان به پرسش اصلی بازگشت: اگر امام زمان(عج) در غیبت است و مردم امکان ارتباط عادی و مستقیم با ایشان را ندارند، وجود او چه ضرورتی دارد؟
پاسخ این است که این پرسش، میان «عدم دسترسی ظاهری» و «فقدان کارکرد» ملازمه برقرار کرده است؛ درحالیکه چنین ملازمهای قابل اثبات نیست.
در منظومه اعتقادی امامیه، وجود امام دستکم در چند سطح قابل بررسی است:
۱. استمرار حجت الهی: زمین هیچگاه از حجت خدا خالی نیست و وجود امام، استمرار پیوند هدایت الهی با جهان انسانی را تضمین میکند.
۲. صیانت از حقیقت دین: امام در جایگاه حجت الهی، مرجع نهایی و معیار اصیل هدایت دینی است؛ هرچند در عصر غیبت، دسترسی عمومی و مستقیم به او فراهم نیست.
۳. جایگاه در نظام هدایت و فیض الهی: بر اساس مبانی کلامی و روایی امامیه، نقش امام به اداره ظاهری جامعه محدود نیست و وجود او در نظام هدایت و فیض الهی نیز معنا دارد.
۴. امکان بهرهمندی با وجود غیبت: همانگونه که در تمثیل خورشید پشت ابر بیان شده، پنهان بودن از دیدگان لزوماً به معنای فقدان آثار و منافع نیست.
۵. حفظ افق انتظار و عدالت: اعتقاد به وجود امام و ظهور آینده او، افق امید و مسئولیتپذیری برای اصلاح فرد و جامعه ایجاد میکند.
البته باید پذیرفت که برخی از کارکردهای امام، مانند اداره مستقیم حکومت و ارتباط عمومی و آشکار با مردم، در دوران غیبت به شکل دوران حضور تحقق نمییابد. اما این محدودیت، به معنای از میان رفتن اصل امامت یا بیفایده شدن وجود امام نیست.
به بیان دیگر، غیبت، شیوه حضور و دسترسی مردم به امام را تغییر میدهد، نه اینکه اصل جایگاه و همه کارکردهای او را تعطیل کند.
نتیجهگیری
شبهه بیفایده بودن امام در عصر غیبت، بر این پیشفرض استوار است که ارزش و ضرورت وجود امام تنها در گرو دسترسی مستقیم مردم به او و بهرهمندی آشکار از خدمات اجتماعی و حکومتی اوست. درحالیکه این پیشفرض با مبانی اعتقادی امامیه سازگار نیست.
بر اساس آموزههای شیعه، امامت ابعادی فراتر از مدیریت ظاهری جامعه دارد؛ استمرار حجت الهی، صیانت از حقیقت دین، جایگاه امام در نظام هدایت و فیض الهی و امکان بهرهمندی از وجود او با وجود غیبت، از جمله این ابعاد است.
ازاینرو، نمیتوان از پنهان بودن امام از دیدگان مردم، بینیازی از وجود او یا فقدان هرگونه اثر و کارکرد را نتیجه گرفت. تمثیل خورشید پشت ابر نیز دقیقاً برای توضیح همین نکته به کار رفته است: دیده نشدن، مساوی با بیاثر بودن نیست.
بنابراین، در پاسخ به این شبهه باید گفت: غیبت امام به معنای تعطیلی امامت نیست؛ بلکه به معنای محدود شدن دسترسی ظاهری و تغییر شیوه بهرهمندی از امام است.
منابع و مآخذ
۱. قرآن کریم.
۲. ابنبابویه، محمد بن علی، مشهور به شیخ صدوق. (بیتا). کمالالدین و تمامالنعمة. قم: مؤسسه نشر اسلامی وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم.
۳. کلینی، محمد بن یعقوب. (۱۴۰۷ق). الکافی. تحقیق علیاکبر غفاری و محمد آخوندی. تهران: دارالکتب الإسلامیة.
۴. طبرسی، احمد بن علی. (۱۴۰۳ق). الاحتجاج. مشهد: نشر مرتضی.
۵. طباطبایی، سید محمدحسین. (۱۴۱۷ق). المیزان فی تفسیر القرآن. قم: دفتر انتشارات اسلامی جامعه مدرسین حوزه علمیه قم.
|
[جمعه 1405-08-08] [ 07:32:00 ب.ظ ]
|







پاسخ
🟢 پاسخ: