پژوهانه


شهریور 1405
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
  1 2 3 4 5 6
7 8 9 10 11 12 13
14 15 16 17 18 19 20
21 22 23 24 25 26 27
28 29 30 31      


در این وبلاگ اطلاعات علمی و پژوهشی و مقالات علمي و جزوات و ... ثبت ميشود.


جستجو



کاربران آنلاین
  • مدیر النفیسه
  • زفاک


 



نهم ربیع‌الاول، عیدالزهرا و حدیث رفع القلم؛ آیا در این روز گناهان بخشیده می‌شود؟


مقدمه
نهم ربیع‌الاول از روزهایی است که در میان بخشی از شیعیان با عنوان‌هایی مانند «عیدالزهرا» یا «عید بزرگ شیعیان» شناخته می‌شود. درباره این روز، مطالب و روایت‌های مختلفی نقل شده است؛ از جمله اینکه روز قتل عمر بن خطاب بوده، یا روز آغاز امامت حضرت مهدی(عج) است و یا اینکه بر اساس حدیثی موسوم به «رفع القلم»، در این روز گناهان شیعیان نوشته نمی‌شود.

در سال‌های اخیر، برخی برداشت‌های نادرست از این مطالب، زمینه برگزاری جشن‌هایی همراه با توهین، فحاشی، هتک حرمت و برخی رفتارهای خلاف شرع را فراهم کرده است.

پرسش اصلی این است:

آیا نهم ربیع‌الاول روزی است که در آن گناهان بخشیده می‌شود و انسان می‌تواند به استناد «رفع القلم» مرتکب اعمال حرام شود؟

پاسخ کوتاه این است: خیر.

برای رسیدن به پاسخ دقیق، باید میان اصل بزرگداشت این روز، گزارش‌های تاریخی مربوط به آن و اعتبار حدیث «رفع القلم» تفکیک کرد.


۱. آیا نهم ربیع‌الاول روز قتل عمر بن خطاب است؟
یکی از مشهورترین ادعاها درباره نهم ربیع‌الاول این است که این روز، سالروز کشته‌شدن عمر بن خطاب، خلیفه دوم، است.

اما بررسی منابع تاریخی نشان می‌دهد که این مسئله از نظر تاریخی قطعی نیست.

در گزارش‌های تاریخی مشهور، عمر بن خطاب در اواخر ذی‌الحجه سال ۲۳ هجری مورد حمله ابولؤلؤ قرار گرفت و پس از چند روز درگذشت. برای نمونه، اسلام‌کوئست با استناد به منابع تاریخی، زمان وفات او را چهار روز مانده به پایان ذی‌الحجه سال ۲۳ق، و در نقل واقدی سه روز مانده به پایان ذی‌الحجه، گزارش کرده است. در عین حال، این مرکز تصریح می‌کند که در میان برخی شیعیان، نهم ربیع‌الاول به عنوان روز قتل عمر مشهور شده و گزارش‌هایی نیز در این زمینه وجود دارد.

بنابراین، تعبیر دقیق علمی این نیست که بگوییم «هیچ گزارشی درباره ارتباط این روز با قتل عمر وجود ندارد»، بلکه باید گفت:

انتساب قطعی قتل عمر بن خطاب به نهم ربیع‌الاول، با گزارش‌های تاریخی مشهور سازگار نیست و از نظر تاریخی قابل اثبات قطعی نیست.
از این‌رو نمی‌توان صرفاً بر اساس یک گزارش مورد اختلاف، برای این روز احکام و رفتارهای خاصی را توجیه کرد.


۲. نهم ربیع‌الاول چه اهمیتی برای شیعیان دارد؟
یکی از مهم‌ترین مناسبت‌هایی که برای نهم ربیع‌الاول مطرح می‌شود، آغاز امامت حضرت مهدی(عج) است.

بر اساس گزارش مشهور شیعه، امام حسن عسکری(ع) در هشتم ربیع‌الاول سال ۲۶۰ق به شهادت رسیدند و پس از ایشان، حضرت مهدی(عج) عهده‌دار منصب امامت شدند.

از این جهت، نهم ربیع‌الاول می‌تواند برای شیعیان یادآور آغاز دوران امامت آخرین حجت الهی باشد.

البته تعبیر «تاج‌گذاری امام زمان(عج)» تعبیر دقیقی نیست؛ زیرا امامت، منصبی الهی است و نباید آن را با سلطنت و تاج‌گذاری پادشاهان مقایسه کرد.

بنابراین اگر این روز بزرگ داشته می‌شود، تعبیرهایی مانند:

«آغاز امامت حضرت ولی‌عصر(عج)»

و

«تجدید عهد با امام زمان(عج)»

مناسب‌تر و دقیق‌تر است.


۳. حدیث «رفع القلم» چیست؟
مهم‌ترین مستند برخی افراد برای توجیه رفتارهای افراطی در نهم ربیع‌الاول، روایتی است که به «حدیث رفع القلم» مشهور شده است.

در روایت مشهور مربوط به نهم ربیع‌الاول، مطالبی درباره فضیلت این روز و «رفع قلم» مطرح شده و از آن چنین برداشت شده است که گناهان شیعیان در این روز نوشته نمی‌شود.

اما از نظر حدیث‌شناسی، این روایت با مشکلات جدی مواجه است.

این روایت در منابع اولیه و اصلی حدیثی شیعه مانند الکافی، من لا یحضره الفقیه و تهذیب الأحکام وارد نشده است. روایت مربوط به فضیلت نهم ربیع‌الاول در منابع متأخرتری مانند زوائد الفوائد و المحتضر نقل شده و علامه مجلسی نیز آن را در بحارالأنوار آورده است. بررسی سند و منابع روایت نشان می‌دهد که نمی‌توان آن را مبنای یک حکم شرعی قطعی قرار داد.

بنابراین تعبیر دقیق‌تر این است که:

حدیث «رفع القلم» درباره نهم ربیع‌الاول، سند معتبر و قابل اتکایی برای اثبات جواز گناه ندارد.

۴. آیا «رفع القلم» به معنای آزاد بودن گناه است؟
حتی اگر از ضعف سندی روایت صرف‌نظر کنیم و اصل آن را بپذیریم، باز هم «رفع القلم» به معنای آزادشدن انسان از احکام شرعی و مباح‌شدن گناهان نیست.

این نکته از خودِ مضمون روایت نیز قابل توجه است.

در همان گزارش، نهم ربیع‌الاول با تعابیری مانند روز توبه و انابه توصیف شده است. بنابراین بسیار دشوار است که از یک‌سو روزی را روز توبه بدانیم و از سوی دیگر ادعا کنیم همان روز، ارتکاب گناه آزاد شده است.

از سوی دیگر، در عیون اخبار الرضا(ع) روایاتی با تعبیر «رفع القلم عن شیعتنا» نقل شده که در آنها امام رضا(ع) معنای آن را به محو و پاک‌شدن گناهان در اثر رنج‌ها و گرفتاری‌هایی که شیعیان تحمل می‌کنند توضیح می‌دهد؛ نه اینکه شیعیان اجازه داشته باشند عمداً هر گناهی را که می‌خواهند انجام دهند.

پس:

رفع قلم ≠ رفع تکلیف

رفع قلم ≠ حلال‌شدن حرام

رفع قلم ≠ مجوز گناه


۵. آیا قرآن اجازه می‌دهد گناه در یک روز خاص نوشته نشود؟
قرآن کریم اصل مسئولیت انسان در برابر اعمالش را به روشنی بیان کرده است:

«فَمَن یَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ خَیْرًا یَرَهُ ۝ وَمَن یَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ شَرًّا یَرَهُ»
«پس هرکس هم‌وزن ذره‌ای کار خیر انجام دهد، آن را می‌بیند و هرکس هم‌وزن ذره‌ای کار بد انجام دهد، آن را می‌بیند.»
(سوره زلزال، آیات ۷ و ۸)

البته این آیات به معنای نفی مغفرت الهی نیستند؛ خداوند توبه بندگان را می‌پذیرد و گناهان را می‌آمرزد. اما آمرزش الهی با مجازبودن ارتکاب گناه تفاوت دارد.

کسی نمی‌تواند ابتدا مرتکب گناه شود و سپس به بهانه یک مناسبت مذهبی ادعا کند که آن گناه اساساً مسئولیتی برای او ایجاد نمی‌کند.


۶. آیا «عیدالزهرا» مجوز توهین و فحاشی است؟
یکی از مهم‌ترین آسیب‌هایی که در برخی جشن‌های نهم ربیع مشاهده شده، خلط میان تولی و تبرّی با توهین و هتک حرمت است.

در فرهنگ شیعه، تولی و تبری جایگاه مهمی دارند؛ اما این مسئله به معنای مجازبودن هر نوع سخن یا رفتاری نیست.

اگر عملی مانند:

فحاشی؛
دروغ و تهمت؛
غیبت؛
هتک حرمت؛
آزار مؤمنان؛
رفتار خلاف عفت؛
ایجاد اختلاف و فتنه؛
یا هر عمل حرام دیگری
در روزهای عادی حرام باشد، صرفاً با قرارگرفتن در یک مناسبت مذهبی حلال نمی‌شود.

بنابراین:

محبت حضرت زهرا(س) و اهل‌بیت(ع) نمی‌تواند مجوز ارتکاب گناه باشد.

۷. سیره امیرالمؤمنین(ع)؛ دشمن‌شناسی بدون دشنام
یکی از شواهد مهم در این زمینه، رفتار امیرالمؤمنین(ع) در جنگ صفین است.

هنگامی که برخی از یاران حضرت به شامیان دشنام می‌دادند، امام علی(ع) آنان را از این کار نهی کرد و فرمود:

«إِنِّی أَکْرَهُ لَکُمْ أَنْ تَکُونُوا سَبَّابِینَ»
«من خوش ندارم که شما دشنام‌دهنده باشید.»
حضرت به جای دشنام، آنان را به بیان عملکرد و مواضع نادرست دشمنان دعوت کرد.

این رفتار یک اصل مهم را نشان می‌دهد:

دشمن‌شناسی با دشنام‌گویی یکی نیست.
شیعه می‌تواند تاریخ را تحلیل کند، از ظلم و ظالم بیزاری بجوید و عقاید خود را با استدلال بیان کند؛ اما این مسائل نباید بهانه‌ای برای فحاشی و رفتار خلاف اخلاق شود.


۸. آیا اصل شادی و بزرگداشت نهم ربیع‌الاول اشکال دارد؟
پاسخ این سؤال نیز نیازمند تفکیک است.

نمی‌توان گفت:

«هرکس نهم ربیع‌الاول را گرامی بدارد، مرتکب بدعت شده است.»
در برخی منابع شیعه برای این روز فضیلت‌ها و اعمالی نقل شده و برخی عالمان نیز آن را روزی برای اظهار سرور دانسته‌اند.

بنابراین اصل اظهار شادی مشروع را نباید با رفتارهای افراطی و حرام یکی دانست.

می‌توان این روز را با کارهایی مانند:

شکرگزاری؛
دعا برای فرج؛
تجدید عهد با امام زمان(عج)؛
اطعام مؤمنان؛
صله رحم؛
کمک به نیازمندان؛
برگزاری برنامه‌های معرفتی؛
و تبیین معارف مهدوی
گرامی داشت.

آنچه محل اشکال است، تبدیل یک مناسبت مذهبی به بستری برای گناه، توهین و اختلاف‌افکنی است.


۹. آیا مراجع تقلید با جشن‌های توهین‌آمیز مخالف‌اند؟
در این مسئله نیز باید میان اصل اظهار سرور و جشن‌های همراه با رفتارهای حرام و هتک حرمت تفاوت گذاشت.

فتوا و موضع بسیاری از عالمان و مراجع شیعه، بر حرمت یا عدم جواز اقداماتی است که موجب توهین به مقدسات دیگر مسلمانان، ایجاد فتنه، اختلاف و وهن مذهب شود.

بنابراین نمی‌توان سخن مراجع درباره حرمت توهین و هتک حرمت را به معنای مخالفت آنان با اصل محبت اهل‌بیت(ع) یا اصل شادی مشروع دانست.

در واقع، مسئله اصلی این است که:

شادی مذهبی باید در چارچوب احکام شرعی و اخلاق اسلامی باقی بماند.

۱۰. بهترین شیوه بزرگداشت نهم ربیع‌الاول چیست؟
اگر نهم ربیع‌الاول را روز آغاز امامت حضرت مهدی(عج) بدانیم، مناسب‌ترین شیوه بزرگداشت آن، توجه بیشتر به وظایف منتظران است.

منتظر واقعی کسی نیست که صرفاً در یک مناسبت جشن بگیرد؛ بلکه باید در رفتار، اخلاق و زندگی خود نیز نشان دهد که پیرو امام زمان(عج) است.

ازاین‌رو می‌توان این روز را فرصتی برای:

تجدید عهد با امام زمان(عج)، اصلاح اخلاق، ترک گناه، دعا برای فرج، کمک به دیگران و افزایش معرفت مهدوی

قرار داد.

چه زیباست که شادی برای امام زمان(عج)، با عملی همراه شود که واقعاً حضرت را خشنود کند.


جمع‌بندی
نهم ربیع‌الاول از مناسبت‌های مورد توجه در فرهنگ شیعه است و آغاز امامت حضرت مهدی(عج) از مهم‌ترین وجوه اهمیت آن به شمار می‌آید.

اما چند نکته باید از یکدیگر تفکیک شود:

🔴 قتل عمر بن خطاب در نهم ربیع‌الاول، از نظر تاریخی قطعی نیست و با گزارش‌های تاریخی مشهور درباره وفات او در اواخر ذی‌الحجه سال ۲۳ق تعارض دارد.

🔴 حدیث رفع القلم درباره نهم ربیع‌الاول در منابع اولیه حدیثی شیعه نیامده و سند معتبری برای اثبات جواز گناه ندارد.

🔴 حتی بر فرض پذیرش روایت، رفع قلم به معنای حلال‌شدن گناه و برداشته‌شدن تکلیف شرعی نیست.

🔴 عنوان «عیدالزهرا» نمی‌تواند مجوز فحاشی، توهین، هتک حرمت یا سایر اعمال حرام باشد.

🟢 در مقابل، اظهار شادی مشروع، شکرگزاری و بزرگداشت آغاز امامت حضرت مهدی(عج) می‌تواند با اعمالی مانند دعا، اطعام، صله رحم، برنامه‌های معرفتی و تجدید عهد با امام زمان(عج) انجام شود.

🌱 سخن پایانی
محبت اهل‌بیت(ع) مجوز گناه نیست؛ بلکه محبت واقعی باید انسان را به اخلاق و سیره آنان نزدیک‌تر کند.

اگر نهم ربیع‌الاول را روز شادی می‌دانیم، زیباتر آن است که شادی ما با معرفت، ادب، عبادت، اخلاق و انتظار واقعی فرج همراه باشد؛ نه با رفتاری که موجب وهن مذهب، آزار دیگران یا ارتکاب گناه شود.


📚 منابع
۱. کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی.

۲. صدوق، محمد بن علی، عیون أخبار الرضا(ع)، ج ۲.

۳. طوسی، محمد بن حسن، تهذیب الأحکام.

۴. ابن‌طاووس، سید علی بن موسی، زوائد الفوائد.

۵. مجلسی، محمدباقر، بحارالأنوار، ج ۳۱ و ج ۹۵.

۶. قرآن کریم، سوره زلزال، آیات ۷ و ۸.

۷. نهج‌البلاغه، خطبه ۲۰۶.

۸. اسلام‌کوئست، «آیا حدیث رفع القلم و اینکه در روز نهم ربیع‌الاول قلم از شیعیان برداشته شده، صحیح است؟».

۹. اسلام‌کوئست، «عمر بن خطاب، خلیفه دوم که بود و زمان مرگ او چه تاریخی است؟».

موضوعات: کانال اعتقادی از برهان تا یقین  لینک ثابت
[پنجشنبه 1405-05-29] [ 11:26:00 ب.ظ ]




 

آیا ملاصدرا زنان را حیوان دانسته است؟ بررسی سندی و تحلیلی یک شبهه جنجالی
شبهه ۱۲ | بررسی نسبت «زنان حیوانات با صورت انسانی» به ملاصدرا

مقدمه
یکی از شبهاتی که در سال‌های اخیر درباره فلسفه اسلامی و دیدگاه ملاصدرا درباره زن در فضای مجازی مطرح شده، این ادعاست که ملاصدرا زنان را در شمار حیوانات قرار داده و معتقد بوده است خداوند برای آنکه مردان از آنان گریزان نشوند، صورت انسانی بر آنان پوشانده است.

این ادعا معمولاً با استناد به عبارتی از الحکمة المتعالیة فی الأسفار العقلیة الأربعة، مشهور به اسفار اربعه، مطرح می‌شود. در مقابل، برخی برای دفاع از ملاصدرا، اساس این نقل را انکار کرده و تمام عبارت را ساخته و پرداخته مخالفان فلسفه دانسته‌اند.

بررسی دقیق‌تر منابع نشان می‌دهد که هر دو برداشت نیازمند اصلاح است. ملاصدرا در اسفار، در ضمن بحث از منافع حیوانات، عبارت «بعضها للنکاح» را آورده است؛ اما عبارت صریح و جنجالی درباره «پوشیده شدن صورت انسان» در حاشیه ملاهادی سبزواری بر اسفار آمده است، نه در متن اصلی ملاصدرا (ملاصدرا، ۱۹۸۱م: ج۷، ص۱۳۶؛ سبزواری، حاشیه اسفار، ذیل عبارت مذکور).

بنابراین، برای پاسخ علمی به این شبهه باید میان متن ملاصدرا، تفسیر سبزواری و داوری اسلامی درباره جایگاه زن تفکیک کرد.


۱. عبارت ملاصدرا در اسفار چیست؟
ملاصدرا در بخشی از جلد هفتم اسفار با عنوان بحث از عنایت الهی در آفرینش زمین و آنچه بر روی آن است تا انسان از آن بهره‌مند شود، به انواع موجودات و به‌ویژه حیوانات اشاره می‌کند.

او پس از بیان اینکه از عنایات الهی، پدید آمدن حیوانات مختلف است، منافع گوناگون آنها را برمی‌شمارد:

«… وَمِنْها تَوَلُّدُ الْحَیَواناتِ الْمُخْتَلِفَةِ … بَعْضُها لِلأَکْلِ … وَبَعْضُها لِلرُّکُوبِ وَالزِّینَةِ … وَبَعْضُها لِلْحَمْلِ … وَبَعْضُها لِلتَّجَمُّلِ وَالرّاحَةِ … وَبَعْضُها لِلنِّکاحِ وَاللَّهُ جَعَلَ لَکُمْ مِنْ أَنْفُسِکُمْ أَزْواجاً» (ملاصدرا، ۱۹۸۱م: ج۷، ص۱۳۶).
در این تقسیم، ملاصدرا از حیواناتی برای خوردن، سواری، حمل بار، تجمل و در نهایت «نکاح» سخن می‌گوید.

بنابراین از نظر سندی، اصل عبارت «بعضها للنکاح» را نمی‌توان انکار کرد.

اما یک نکته بسیار مهم وجود دارد:

ملاصدرا در این عبارت عیناً نمی‌گوید:
«زنان حیواناتی هستند که صورت انسان بر آنان پوشانده شده است.»
این عبارت در متن اصلی ملاصدرا دیده نمی‌شود.

پس اگر در یک مطلب یا پست نوشته شود:

«ملاصدرا گفته است زنان حیواناتی هستند که صورت انسان بر آنان پوشانده شده‌اند»
این نسبت، از نظر نقل مستقیم و سندی دقیق نیست.


۲. عبارت جنجالی دقیقاً از کجاست؟
عبارت صریح درباره زنان در حاشیه ملاهادی سبزواری بر اسفار آمده است.

سبزواری در توضیح عبارت ملاصدرا درباره «بعضها للنکاح» می‌نویسد:

«فی إدراجها فی سِلکِ الحیوانات إیماءٌ لطیفٌ إلى أنَّ النساء لضعف عقولهنَّ و جمودهنَّ على إدراک الجزئیات و رغبتهنَّ إلى زخارف الدنیا کدنَ أن یلتحقنَ بالحیوانات الصامتة حقّاً و صدقاً … و لکن کساهنَّ صورةَ الإنسان لئلّا یشمئزَّ عن صحبتِهنَّ و یرغبَ فی نکاحِهنَّ…»
(سبزواری، حاشیه اسفار، ذیل عبارت «بعضها للنکاح»).

مضمون این عبارت آن است که سبزواری، با طرح ادعای «ضعف عقول» و گرایش زنان به زخارف دنیا، آنان را نزدیک به حیوانات غیرناطق می‌داند و سپس می‌گوید صورت انسان بر آنان پوشانده شده است تا مردان از معاشرت با آنان منزجر نشوند و به ازدواج با آنان رغبت کنند.

بنابراین، عبارت «کساهن صورة الإنسان» متعلق به حاشیه سبزواری است.

این تفکیک از نظر پژوهشی بسیار مهم است؛ زیرا گوینده متن اصلی و گوینده حاشیه، یکی نیستند.


۳. آیا پس نسبت دادن این دیدگاه به ملاصدرا کاملاً نادرست است؟
پاسخ نیازمند دقت است.

اگر منظور این باشد که:

«ملاصدرا عیناً گفته است زنان حیواناتی هستند که صورت انسان بر آنها پوشانده شده است.»
این انتساب صحیح نیست؛ زیرا عبارت مذکور در حاشیه سبزواری آمده است.

اما اگر گفته شود:

«ملاصدرا در اسفار زنان را در ادامه بحث حیوانات و در ذیل عبارت «بعضها للنکاح» آورده است.»
این ادعا با متن اسفار سازگار است (ملاصدرا، ۱۹۸۱م: ج۷، ص۱۳۶).

بنابراین دو موضع افراطی باید کنار گذاشته شود:

موضع اول:
«تمام این عبارت، عیناً سخن ملاصدراست.»

موضع دوم:
«هیچ عبارت مسئله‌برانگیزی در اسفار وجود ندارد و کل ماجرا جعلی است.»

هیچ‌کدام بیان دقیقی از وضعیت متن نیستند.

صورت دقیق‌تر این است:

ملاصدرا عبارت «بعضها للنکاح» را در متن اسفار آورده و ملاهادی سبزواری در حاشیه بر همین عبارت، تفسیر بسیار صریح و مسئله‌برانگیزی درباره زنان ارائه کرده است.
این نتیجه با گزارش منابع پژوهشی شیعی درباره این عبارت نیز سازگار است (اسلام‌کوئست، ۱۴۰۰).


۴. آیا سبزواری صرفاً از یک اصطلاح فلسفی استفاده کرده است؟
یکی از پاسخ‌هایی که گاهی در دفاع از این عبارت مطرح می‌شود این است که در فلسفه اسلامی، انسان «حیوان ناطق» است و بنابراین واژه «حیوان» لزوماً بار توهین‌آمیز ندارد.

اصل این سخن درست است.

در منطق سنتی، «حیوان» جنس انسان و «ناطق» فصل آن دانسته می‌شود؛ ازاین‌رو تعبیر «حیوان ناطق» به‌خودی‌خود توهین نیست.

اما این دفاع، تمام عبارت سبزواری را توضیح نمی‌دهد.

سبزواری در اینجا صرفاً نمی‌گوید «انسان حیوان است». او از تعبیر:

«الحیوانات الصامتة»
استفاده می‌کند؛ یعنی حیوانات غیرناطق.

علاوه بر این، این تعبیر در کنار عبارت‌هایی مانند:

«لضعف عقولهن»
و

«کدن أن یلتحقن بالحیوانات الصامتة»
و

«کساهن صورة الإنسان»
قرار گرفته است.

بنابراین، فروکاستن تمام سخن سبزواری به اصطلاح منطقی «حیوان ناطق» نمی‌تواند پاسخ کاملی باشد.


۵. آیا می‌توان این دیدگاه را به اسلام نسبت داد؟
در اینجا باید میان دیدگاه یک اندیشمند مسلمان و تعالیم قطعی اسلام تفاوت گذاشت.

ملاصدرا و ملاهادی سبزواری از شخصیت‌های مهم فلسفه اسلامی‌اند؛ اما هیچ اندیشمندی اگر از بزرگان یک سنت فکری باشد—معصوم از خطا نیست و هر دیدگاه انسان‌شناختی او را نمی‌توان بدون بررسی، «نظر اسلام» نامید.

برای سنجش این دیدگاه باید به منابع بنیادین اسلام، به‌ویژه قرآن کریم، مراجعه کرد.

قرآن کریم درباره اصل آفرینش انسان می‌فرماید:

«یَا أَیُّهَا النَّاسُ اتَّقُوا رَبَّکُمُ الَّذِی خَلَقَکُم مِّنْ نَّفْسٍ وَاحِدَةٍ وَخَلَقَ مِنْهَا زَوْجَهَا…»
(قرآن کریم، نساء: ۱)
علامه طباطبایی در تفسیر این آیه، «نفس واحده» را ناظر به نوع انسانی دانسته و «زوجها» را همسر او از همان نوع معرفی می‌کند؛ بنابراین زن و مرد در اصل انسانیت، یک نوع و از یک حقیقت انسانی‌اند (طباطبایی، ۱۴۱۷ق: ج۴، ذیل آیه ۱ سوره نساء).

همچنین قرآن در بیان معیار ارزش انسان‌ها می‌فرماید:

«إِنَّ أَکْرَمَکُمْ عِندَ اللَّهِ أَتْقَاکُمْ»
(قرآن کریم، حجرات: ۱۳)
علامه طباطبایی در تفسیر این آیه، کرامت حقیقی نزد خداوند را نه در امور اعتباری مانند نسب، قومیت و امتیازات ظاهری، بلکه در تقوا می‌داند (طباطبایی، ۱۴۱۷ق: ج۱۸، ذیل آیه ۱۳ سوره حجرات).

از سوی دیگر، قرآن زن و مرد مؤمن را در عرصه مسئولیت اجتماعی و دینی نیز در کنار یکدیگر قرار می‌دهد:

«وَالْمُؤْمِنُونَ وَالْمُؤْمِنَاتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِیَاءُ بَعْضٍ یَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَیَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْکَرِ…»
(قرآن کریم، توبه: ۷۱)
طبرسی در مجمع‌البیان، «بعضهم أولیاء بعض» را به یاری و ولایت متقابل مؤمنان و مؤمنات تفسیر می‌کند (طبرسی، ۱۳۷۲ش: ج۵، ذیل آیه ۷۱ سوره توبه).

بنابراین، حتی اگر یک فیلسوف مسلمان درباره زن نظری خاص داشته باشد، برای نسبت دادن آن دیدگاه به «اسلام» باید آن را با مجموعه منابع دینی سنجید.


۶. آیا قرآن زن را از همان نوع مرد می‌داند؟
یکی از مهم‌ترین آیاتی که در این بحث باید مورد توجه قرار گیرد، آیه نخست سوره نساء است:

«خَلَقَکُم مِّن نَّفْسٍ وَاحِدَةٍ وَخَلَقَ مِنْهَا زَوْجَهَا»
علامه طباطبایی در تفسیر این آیه، با اشاره به تعبیر «نفس واحده» توضیح می‌دهد که مراد، وحدت نوع انسانی است و همسر نیز از همان نوع انسانی است (طباطبایی، ۱۴۱۷ق: ج۴، ذیل آیه ۱ سوره نساء).

این نکته در تحلیل شبهه اهمیت دارد؛ زیرا اگر بخواهیم دیدگاه سبزواری را از منظر قرآن ارزیابی کنیم، باید به این مبنای قرآنی نیز توجه داشته باشیم.

البته این آیه به‌تنهایی به معنای نفی همه تفاوت‌های تکوینی، حقوقی یا خانوادگی میان زن و مرد نیست؛ بلکه بحث آن، اشتراک زن و مرد در اصل نوع انسانی است.


۷. آیه «وَاللَّهُ جَعَلَ لَکُمْ مِنْ أَنْفُسِکُمْ أَزْوَاجاً» چه می‌گوید؟
ملاصدرا پس از عبارت «بعضها للنکاح» به آیه:

«وَاللَّهُ جَعَلَ لَکُمْ مِنْ أَنْفُسِکُمْ أَزْوَاجاً»
استناد می‌کند (ملاصدرا، ۱۹۸۱م: ج۷، ص۱۳۶).

اما این آیه در قرآن، در سیاق بیان نعمت همسر و تشکیل زندگی خانوادگی آمده است.

ازاین‌رو، در تحلیل این عبارت باید میان متن قرآن و نحوه استفاده فلسفی ملاصدرا از آیه تفکیک کرد.

قرآن در آیات متعدد، زن و مرد را در چارچوب رابطه زوجیت، سکون، مودت و رحمت معرفی می‌کند؛ از جمله:

«وَمِنْ آیَاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَکُم مِّنْ أَنْفُسِکُمْ أَزْوَاجاً لِّتَسْکُنُوا إِلَیْهَا وَجَعَلَ بَیْنَکُم مَّوَدَّةً وَرَحْمَةً»
(قرآن کریم، روم: ۲۱)
علامه طباطبایی در تفسیر این آیه، رابطه زوجیت را از آیات الهی و زمینه آرامش و مودت و رحمت میان زوجین می‌داند (طباطبایی، ۱۴۱۷ق: ج۱۶، ذیل آیه ۲۱ سوره روم).

از این جهت، می‌توان گفت تصویر قرآن از رابطه زن و مرد، صرفاً در قالب «استفاده جنسی» خلاصه نمی‌شود؛ بلکه مفاهیمی مانند سکون، مودت و رحمت نیز در مرکز این رابطه قرار دارند.


۸. آیا عبارت ملاصدرا را می‌توان صرفاً به «نکاح» به معنای رابطه جنسی فروکاست؟
این قسمت نیازمند دقت زبانی است.

واژه «نکاح» در متون عربی اسلامی، واژه‌ای فقهی و چندلایه است که در کاربردهای مختلف می‌تواند به عقد ازدواج یا رابطه زناشویی اشاره کند.

ازاین‌رو، ترجمه عبارت «بعضها للنکاح» به صورت «بعضی حیوانات برای آمیزش جنسی هستند» بدون توضیح سیاق، می‌تواند بار معنایی متن را تغییر دهد.

در متن ملاصدرا، این عبارت در کنار آیاتی درباره منافع حیوانات آمده و سپس آیه «وَاللَّهُ جَعَلَ لَکُمْ مِنْ أَنْفُسِکُمْ أَزْوَاجاً» ذکر شده است (ملاصدرا، ۱۹۸۱م: ج۷، ص۱۳۶).

بنابراین، در مقاله علمی بهتر است اصل عبارت عربی حفظ شود و سپس تحلیل شود؛ نه اینکه از ابتدا با یک ترجمه تحریک‌آمیز، نتیجه‌گیری مورد نظر را بر متن تحمیل کنیم.


۹. آیا عبارت سبزواری را باید جدی گرفت یا صرفاً یک حاشیه است؟
اینکه عبارت مورد بحث در حاشیه آمده، به این معنا نیست که از نظر تاریخی فاقد اهمیت است.

حاشیه‌نویسی در سنت فلسفی اسلامی یکی از شیوه‌های مهم شرح و تفسیر متون بوده است. بنابراین سخن سبزواری را باید به‌عنوان دیدگاه خود او در مقام شارح اسفار بررسی کرد.

در عین حال، همین جایگاه حاشیه‌ای نشان می‌دهد که نباید بدون ذکر نام سبزواری، آن را به متن اصلی ملاصدرا منتقل کرد.

پس عبارت:

«ملاصدرا گفته است: زنان صورت انسانی دارند تا مردان به ازدواج با آنها رغبت کنند»
از نظر پژوهشی دقیق نیست.

صورت دقیق‌تر این است:

«ملاصدرا در اسفار در بحث منافع حیوانات عبارت «بعضها للنکاح» را آورده است و ملاهادی سبزواری در حاشیه خود بر این عبارت، تفسیری درباره زنان ارائه کرده که آنان را به حیوانات صامت نزدیک می‌کند و از «کساهن صورة الإنسان» سخن می‌گوید.»
این نحوه نقل، هم اصل متن را حفظ می‌کند و هم از خلط صاحب متن و شارح جلوگیری می‌کند.


۱۰. آیا این دیدگاه با مبانی قرآنی قابل نقد است؟
بله؛ اما نقد آن باید مستند و روشمند باشد.

قرآن کریم، زن و مرد را در اصل آفرینش به یک «نفس» منسوب می‌کند (قرآن کریم، نساء: ۱).

همچنین در معیار کرامت، جنسیت را ملاک قرار نمی‌دهد:

«إِنَّ أَکْرَمَکُمْ عِندَ اللَّهِ أَتْقَاکُمْ»
(قرآن کریم، حجرات: ۱۳).
از سوی دیگر، قرآن زن و مرد مؤمن را در مسئولیت اجتماعی و دینی در کنار یکدیگر قرار می‌دهد:

«وَالْمُؤْمِنُونَ وَالْمُؤْمِنَاتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِیَاءُ بَعْضٍ»
(قرآن کریم، توبه: ۷۱).
بنابراین می‌توان مبانی انسان‌شناختی سبزواری را از منظر قرآن مورد نقد قرار داد؛ به‌ویژه آنجا که سخن او به تقلیل جایگاه انسانی زن یا نزدیک کردن او به حیوانات غیرناطق می‌انجامد.

اما باید توجه داشت که این نقد، به معنای انکار همه تفاوت‌های زن و مرد در نظام حقوقی یا خانوادگی اسلام نیست. بحث حاضر صرفاً درباره اصل کرامت و هویت انسانی زن است.


۱۱. نتیجه: نه انکار سند، نه نسبت نادرست
بررسی این شبهه نشان می‌دهد که پاسخ علمی نه در انکار اصل عبارت است و نه در نسبت دادن همه عبارت‌ها به ملاصدرا.

آنچه از نظر سندی می‌توان گفت این است:

۱. ملاصدرا در اسفار، در بحث آفرینش حیوانات و منافع آنها، عبارت «بعضها للنکاح» را آورده است (ملاصدرا، ۱۹۸۱م: ج۷، ص۱۳۶).

۲. عبارت تفصیلی درباره «ضعف عقول»، «الحیوانات الصامتة» و «کساهن صورة الإنسان» در حاشیه ملاهادی سبزواری بر اسفار آمده است (سبزواری، حاشیه اسفار).

۳. بنابراین عبارت مشهور فضای مجازی که همه این مطالب را به‌صورت یک نقل قول مستقیم از ملاصدرا ارائه می‌کند، از نظر سندی دقیق نیست.

۴. از سوی دیگر، نمی‌توان به دلیل اینکه عبارت صریح در حاشیه سبزواری است، اصل عبارت ملاصدرا و زمینه‌ای را که سبزواری در حال شرح آن بوده نادیده گرفت.

۵. از منظر قرآن نیز اصل انسانیت زن و مرد مشترک است؛ قرآن از «نفس واحده» سخن می‌گوید و معیار کرامت را تقوا معرفی می‌کند (قرآن کریم، نساء: ۱؛ حجرات: ۱۳).

۶. بنابراین، دیدگاه سبزواری را باید به‌عنوان یک دیدگاه تاریخی و فلسفی متعلق به خود او بررسی و نقد کرد، نه اینکه بدون دلیل آن را عیناً به ملاصدرا یا به اسلام نسبت داد.

جمع‌بندی نهایی
پس اگر پرسش این باشد که:

«آیا ملاصدرا عیناً گفته است زنان حیواناتی هستند که صورت انسان بر آنها پوشانده شده است؟»

پاسخ:

خیر؛ این عبارت عیناً در متن ملاصدرا نیست و در حاشیه ملاهادی سبزواری آمده است.

اما اگر پرسش این باشد که:

«آیا ملاصدرا در اسفار زنان را در ادامه تقسیم حیوانات و تحت عنوان «بعضها للنکاح» آورده است؟»

پاسخ:

بله؛ این عبارت در متن اسفار وجود دارد.

بنابراین دقیق‌ترین صورت مسئله این است:

«در متن اسفار، عبارت «بعضها للنکاح» از ملاصدرا آمده و ملاهادی سبزواری در حاشیه خود بر این عبارت، تفسیری درباره زنان ارائه کرده که آنان را به حیوانات صامت نزدیک می‌کند. ازاین‌رو، نسبت دادن عبارت سبزواری به ملاصدرا خطای سندی است؛ اما انکار اصل عبارت ملاصدرا نیز با متن اسفار سازگار نیست.»

منابع
منابع اصلی
قرآن کریم.
ملاصدرا، محمد بن ابراهیم صدرالدین شیرازی. (۱۹۸۱م). الحکمة المتعالیة فی الأسفار العقلیة الأربعة. بیروت: دار إحیاء التراث العربی، ج۷، ص۱۳۶.
سبزواری، ملاهادی. حاشیه بر الحکمة المتعالیة فی الأسفار العقلیة الأربعة. ذیل عبارت «بعضها للنکاح».
منابع تفسیری
طباطبایی، سید محمدحسین. (۱۴۱۷ق). المیزان فی تفسیر القرآن. قم: دفتر انتشارات اسلامی جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، ذیل آیات ۱ سوره نساء، ۲۱ سوره روم و ۱۳ سوره حجرات.
طبرسی، فضل بن حسن. (۱۳۷۲ش). مجمع البیان فی تفسیر القرآن. تهران: انتشارات ناصر خسرو، ذیل آیه ۷۱ سوره توبه.
منابع پژوهشی و بررسی سندی
اسلام‌کوئست. «آیا ملاصدرا زنان را حیواناتی می‌دانست که خداوند تنها برای استفاده مردان، لباس انسانیت بر آنها پوشاند؟» در این بررسی، متن مورد بحث از اسفار، جلد هفتم، صفحه ۱۳۶، همراه با ارجاع به متن اصلی نقل شده است.
العقیقی، محمد الموسوی. (۲۰۱۸م). «المرأة فی المنظور الفلسفی للملا صدرا الشیرازی». نصوص معاصرة. این مقاله نیز متن ملاصدرا و حاشیه سبزواری را در کنار یکدیگر بررسی کرده است.

موضوعات: کانال اعتقادی از برهان تا یقین  لینک ثابت
[چهارشنبه 1405-05-28] [ 10:54:00 ب.ظ ]




کاشت ناخن و احکام آن؛ حکم نماز، روزه، غسل و درآمد کاشت ناخن از نظر مراجع تقلید


کاشت ناخن مصنوعی در سال‌های اخیر به یکی از شیوه‌های رایج آرایش و زیبایی تبدیل شده است؛ اما از نگاه فقه اسلامی، مسئله تنها به جواز یا عدم جواز خودِ این عمل محدود نمی‌شود. مهم‌ترین پرسش این است که ناخن مصنوعی چه اثری بر وضو، غسل، نماز و روزه دارد و فردی که برای دیگران کاشت ناخن انجام می‌دهد، چه حکمی دارد؟

این مسئله به‌ویژه از آن جهت اهمیت دارد که ناخن مصنوعی، در صورتی که مانع رسیدن آب به ناخن و پوستِ محل شست‌وشو باشد، با احکام طهارت ارتباط پیدا می‌کند. ازاین‌رو، حکم آن باید بر اساس فتوای مرجع تقلید هر فرد بررسی شود.

نکته: در این مقاله، دیدگاه آیت‌الله خامنه‌ای، آیت‌الله مکارم شیرازی، آیت‌الله سیستانی، آیت‌الله سبحانی و آیت‌الله صافی گلپایگانی بررسی شده است. در مسائل فتوایی، ملاک نهایی برای هر شخص، فتوای مرجع تقلید خود اوست.

۱. آیا اصل کاشت ناخن از نظر شرعی حرام است؟
در نگاه فقهی، خودِ کاشت ناخن به‌عنوان یک عمل آرایشی، در همه حالات به‌صورت مطلق حرام دانسته نشده است؛ بلکه مسئله مهم، ایجاد مانع برای وضو و غسل و شرایطی است که کاشت ناخن انجام می‌شود.

برای نمونه، در فتوای منسوب به آیت‌الله خامنه‌ای، اصل کاشت ناخن فی‌نفسه اشکال ندارد؛ اما اگر به‌عنوان زینت محسوب شود، احکام مربوط به پوشاندن زینت از نامحرم نیز باید رعایت شود. همچنین اگر ناخن مصنوعی مانع رسیدن آب باشد، باید برای وضو و غسل تکلیف شرعی مربوط به مانع رعایت شود.

بنابراین، نباید میان دو مسئله خلط کرد:

اصل کاشت ناخن ← یک مسئله است.

وضو و غسل با وجود ناخن مصنوعی ← مسئله‌ای دیگر است.

مشکل اصلی از آنجا آغاز می‌شود که ناخن مصنوعی جرم و مانعی ایجاد کند که آب به عضو لازم برای وضو یا غسل نرسد.


۲. آیا ناخن مصنوعی مانع وضو و غسل است؟
اصل فقهی در این مسئله روشن است: اگر چیزی روی اعضای وضو یا غسل قرار داشته باشد و مانع رسیدن آب شود، باید برطرف شود.

در فتوای آیت‌الله سیستانی تصریح شده است که ناخن جزء اعضای وضو است و اگر مانعی بر روی آن وجود داشته باشد، باید مانع برطرف شود. در «توضیح المسائل جامع» ایشان نیز تصریح شده که احکام مانعِ وضو درباره کاشت ناخن مصنوعی نیز جاری است.

بنابراین، اگر ناخن مصنوعی به‌گونه‌ای باشد که آب به ناخن و محل لازم نرسد، نمی‌توان بدون توجه به این مانع، وضوی معمولی گرفت.

پس تکلیف چیست؟
اصل بر این است که:

اگر برداشتن ناخن امکان دارد → باید آن را برداشت.

اما اگر برداشتن آن امکان‌پذیر نباشد یا شرایط خاصی وجود داشته باشد، مسئله وارد بحث وضو و غسل جبیره‌ای می‌شود که جزئیات آن نزد مراجع مختلف متفاوت است.


۳. اگر برداشتن ناخن مصنوعی ممکن باشد چه باید کرد؟
اگر فرد ناخن مصنوعی کاشته و برای وضو یا غسل متوجه شده که مانع رسیدن آب است، در صورتی که امکان برطرف کردن مانع وجود داشته باشد، باید آن را برطرف کند.

در فتوای آیت‌الله خامنه‌ای، حتی اگر برطرف کردن مانع نیازمند صرف هزینه باشد، در صورت امکان باید مانع برطرف شود. اگر فرد بداند که برطرف کردن آن امکان ندارد یا با مشقت غیرقابل تحمل یا ضرر قابل توجه همراه است، حکم دیگری خواهد داشت.

آیت‌الله صافی گلپایگانی نیز در پاسخ به استفتایی درباره کاشت ناخن فرموده‌اند که اگر امکان برداشتن ناخن وجود دارد، باید آن را برداشت و وضو و غسل را به شکل معمول انجام داد؛ و در صورت عدم امکان برداشتن، حکم جبیره مطرح می‌شود و احتیاطاً تیمم نیز انجام می‌شود.


۴. اگر برداشتن ناخن مصنوعی ممکن نباشد چه کنیم؟
اینجا یکی از مهم‌ترین بخش‌های مسئله است؛ زیرا حکم همه مراجع دقیقاً یکسان نیست.

برای نمونه، در فتوای آیت‌الله صافی گلپایگانی آمده است که اگر ناخن مصنوعی قابل برداشتن نباشد، فرد با همان حالت وضو و غسل جبیره‌ای انجام دهد و احتیاطاً تیمم نیز انجام دهد.

در فتوای آیت‌الله خامنه‌ای نیز در صورت عدم امکان رفع مانع یا وجود مشقت غیرقابل تحمل، حکم وضو و غسل جبیره‌ای مطرح شده است. همچنین در برخی استفتائات ایشان درباره ناخن مصنوعی، جزئیات مربوط به انجام وضو و غسل جبیره‌ای و تیمم بیان شده است.

در مقابل، آیت‌الله سیستانی نیز اصل وجود مانع را در ناخن مصنوعی تأیید می‌کنند و تصریح دارند که اگر چیزی مانع رسیدن آب باشد، باید برطرف شود.

بنابراین نمی‌توان یک نسخه واحد برای همه مقلدان نوشت.

اگر ناخن مصنوعی قابل برداشتن نیست، فرد باید دقیقاً طبق فتوای مرجع تقلید خود درباره وضوی جبیره‌ای، غسل جبیره‌ای و در موارد لازم تیمم عمل کند.


۵. آیا کاشت ناخن روزه را باطل می‌کند؟
یکی از اشتباهات رایج این است که تصور شود وجود ناخن مصنوعی، به‌خودی‌خود روزه را باطل می‌کند.

کاشت ناخن از مبطلات روزه نیست.

مسئله اصلی، طهارت و وضو و غسل است.

به عبارت ساده:

ناخن مصنوعی خودش چیزی نیست که روزه را باطل کند؛ اما ممکن است برای وضو و غسل مشکل ایجاد کند و در نتیجه بر صحت نماز اثر بگذارد.
در برخی فتاوا نیز تصریح شده که در صورت وجود مانع و انجام وظیفه شرعی مربوط به وضو و غسل جبیره‌ای، روزه اشکالی ندارد.

بنابراین باید میان صحت روزه و صحت وضو و غسل برای نماز تفکیک کرد.


۶. اگر کسی قبلاً با ناخن مصنوعی نماز خوانده و نمی‌دانسته چه حکمی دارد؟
این قسمت از مسئله بسیار مهم است و نباید یک حکم کلی برای همه مراجع صادر کرد.

حکم نمازهای گذشته تابع فتوای مرجع تقلید فرد و همچنین شرایطی مانند میزان آگاهی، زمان اطلاع از حکم و چگونگی وضو و غسل است.

در برخی فتاوا، در صورت جهل به حکم، نسبت به عبادات گذشته تفاوت‌هایی میان نماز و روزه یا میان حالات مختلف وجود دارد.

برای مثال، در پاسخ‌های فقهی منتشرشده از مراجع، درباره نماز گذشته‌ای که با مانع وضو انجام شده، حکم یکسانی میان همه مراجع وجود ندارد و نمی‌توان صرفاً با یک قاعده کلی گفت که همه نمازهای گذشته حتماً قضا دارد یا حتماً قضا ندارد.

بنابراین اگر شخصی سال‌ها ناخن مصنوعی داشته و بعداً متوجه حکم شده است، بهتر است تعداد تقریبی نمازها و غسل‌های گذشته را مشخص کرده و مسئله را دقیقاً از دفتر مرجع تقلید خود استفتاء کند.

این نکته به‌خصوص در مسئله‌ای که تعداد زیادی نماز گذشته مطرح است، اهمیت زیادی دارد.


۷. حکم غسل با ناخن مصنوعی چیست؟
غسل نیز مانند وضو نیازمند رعایت شرایط خاص رسیدن آب به بدن است.

اگر ناخن مصنوعی مانع رسیدن آب به محل لازم باشد، نمی‌توان بدون توجه به آن غسل معمولی انجام داد.

دفتر آیت‌الله سیستانی تصریح کرده است که ناخن جزء اعضای وضو محسوب می‌شود و وجود مانع بر روی آن باید برطرف شود. همچنین در احکام مربوط به ناخن مصنوعی، این قاعده نیز جاری دانسته شده است.

در صورت عدم امکان برطرف کردن مانع، بسته به فتوای مرجع تقلید، ممکن است غسل جبیره‌ای و در برخی موارد تیمم مطرح شود.

برای نمونه، آیت‌الله صافی گلپایگانی در صورت عدم امکان برداشتن ناخن، انجام غسل جبیره‌ای و احتیاطاً تیمم را مطرح کرده‌اند.


۸. حکم درآمد حاصل از کاشت ناخن برای دیگران چیست؟
این مسئله از مهم‌ترین بخش‌های بحث است.

آیا آرایشگری که برای مشتری کاشت ناخن انجام می‌دهد، می‌تواند در برابر آن دستمزد دریافت کند؟

پاسخ به این سؤال نیز تابع فتوای مرجع تقلید و شرایط کار است.

در مورد آیت‌الله سیستانی، در پاسخ استفتائی درباره آرایشگری که کاشت ناخن انجام می‌دهد، آمده است که مزد گرفتن برای کاری که مانع صحت وضو و غسل می‌شود، صحیح نیست؛ البته اگر آرایشگر بداند مشتری در هر حال از پول خود راضی است، مسئله تصرف در آن پول به شکل دیگری بررسی شده و همچنین وظیفه دارد در صورت احتمال تأثیر، حکم شرعی را به مشتری تذکر دهد.

در مقابل، در برخی فتاوا اگر کاشت ناخن قابل برداشتن باشد، اصل انجام کار و دریافت اجرت به خودی خود اشکال ندارد؛ اما اگر کاشت به‌گونه‌ای باشد که برداشتن آن ممکن نباشد یا مشقت غیرقابل تحمل داشته باشد و ضرورت شرعی نیز در میان نباشد، حکم متفاوت خواهد بود.

پس نمی‌توان گفت:

«هر نوع درآمد از کاشت ناخن حرام است.»
یا برعکس:

«درآمد کاشت ناخن همیشه حلال است.»
بلکه باید نوع کاشت، امکان برداشتن، ضرورت، آگاهی آرایشگر و فتوای مرجع تقلید را در نظر گرفت.


۹. تفاوت دیدگاه چند مرجع درباره کاشت ناخن
برای جلوگیری از اشتباه، مهم‌ترین نکته‌ها را می‌توان این‌گونه خلاصه کرد:

مرجع
اصل مسئله
در صورت وجود مانع
نکته مهم
آیت‌الله خامنه‌ای
اصل کاشت ناخن فی‌نفسه اشکال ندارد
اگر مانع قابل رفع باشد باید برطرف شود؛ در صورت عدم امکان یا حرج، احکام جبیره مطرح می‌شود
جزئیات وضو، غسل و تیمم باید طبق فتوای ایشان رعایت شود
آیت‌الله مکارم شیرازی
کاشت ناخن در صورت ایجاد مانع برای وضو و غسل محل اشکال است
اصل بر رفع مانع و رعایت وظیفه طهارت است
در موارد اضطرار و حرج، حکم متفاوت می‌شود
آیت‌الله سیستانی
ناخن جزء اعضای وضوست
مانع باید برطرف شود؛ احکام کاشت ناخن مصنوعی نیز تابع همین قاعده است
درباره برخی حالت‌های اضطراری و جبیره باید به فتوای ایشان مراجعه شود
آیت‌الله سبحانی
ایجاد مانع برای طهارت باید طبق احکام وضو و غسل بررسی شود
در صورت وجود مانع، رفع آن لازم است و در موارد عذر حکم جبیره مطرح می‌شود
برای حکم دقیق، متن رساله و استفتائات ایشان ملاک است
آیت‌الله صافی گلپایگانی
کاشت ناخن به‌گونه‌ای که نتوان آن را برای وضو و غسل برداشت، اشکال دارد
در صورت امکان، باید برداشته شود؛ در صورت عدم امکان، وضو و غسل جبیره‌ای و احتیاطاً تیمم
این حکم در پاسخ استفتائی ایشان تصریح شده است
در مورد آیت‌الله سیستانی، متن رسمی دفتر ایشان به‌صراحت بیان می‌کند که اگر مانعی مانند لاک، چسب یا رنگ روغنی مانع رسیدن آب باشد، باید برطرف شود و همین احکام درباره کاشت ناخن مصنوعی نیز جاری است.

درباره آیت‌الله صافی گلپایگانی نیز متن استفتاء درباره کاشت ناخن صراحت دارد که در صورت امکان باید ناخن برداشته شود و در صورت عدم امکان، وضو و غسل جبیره‌ای انجام شده و احتیاطاً تیمم نیز صورت گیرد.


۱۰. آیا ناخن مصنوعی با وضوی جبیره‌ای همیشه مجاز می‌شود؟
خیر.

این نکته بسیار مهم است.

وضوی جبیره‌ای راه‌حلِ ایجاد عذر و مانع در شرایط خاص است، نه مجوزی برای ایجاد عمدی مانع.

یعنی اگر شخص می‌تواند مانع را به‌سادگی برطرف کند، نمی‌تواند صرفاً برای راحتی، ناخن مصنوعی را نگه دارد و بگوید «وضوی جبیره‌ای می‌گیرم».

در فتاوای مربوط به کاشت ناخن نیز بر همین نکته تأکید شده است که اگر رفع مانع امکان‌پذیر باشد، باید مانع را برطرف کرد.

ازاین‌رو، ایجاد عمدی مانعی که فرد می‌داند برای طهارت او مشکل ایجاد می‌کند، با حالتی که مانع بدون اختیار ایجاد شده یا برداشتن آن واقعاً ممکن نیست، یکسان نیست.


۱۱. جمع‌بندی احکام کاشت ناخن
می‌توان پاسخ این شبهه و پرسش‌های فقهی را در چند جمله خلاصه کرد:

اگر ناخن مصنوعی مانع رسیدن آب باشد:
۱. وضو:
اگر امکان برداشتن مانع وجود دارد، باید آن را برداشت.

۲. غسل:
اگر ناخن مانع رسیدن آب باشد، باید مطابق فتوای مرجع تقلید، مانع برطرف شود یا در صورت وجود عذر، وظیفه جبیره‌ای انجام شود.

۳. نماز:
کاشت ناخن مستقیماً نماز را باطل نمی‌کند؛ مشکل اصلی، وضو و غسل است. اگر طهارت صحیح نباشد، نماز نیز تحت تأثیر قرار می‌گیرد.

۴. روزه:
کاشت ناخن فی‌نفسه از مبطلات روزه نیست.

۵. نمازهای گذشته:
حکم نمازهای گذشته در صورت جهل به مسئله، بین مراجع و شرایط مختلف می‌تواند متفاوت باشد و باید طبق فتوای مرجع تقلید فرد بررسی شود.

۶. درآمد کاشت ناخن:
حکم دریافت دستمزد نیز یکسان نیست و به شرایط کار، امکان برداشتن ناخن، ضرورت و فتوای مرجع تقلید بستگی دارد.

۷. غسل جبیره‌ای:
در صورت وجود عذر واقعی و عدم امکان رفع مانع، بسته به فتوای مرجع، غسل جبیره‌ای و در برخی موارد تیمم مطرح می‌شود.


یک نکته مهم برای آرایشگران
اگر فردی به‌عنوان متخصص کاشت ناخن فعالیت می‌کند، آگاهی از حکم شرعی اهمیت بیشتری پیدا می‌کند؛ زیرا مسئله فقط مربوط به خود او نیست و ممکن است مشتری نیز از حکم شرعی بی‌اطلاع باشد.

بنابراین، بهتر است آرایشگر پیش از انجام کاشت، مشتری را نسبت به این نکته آگاه کند که ناخن مصنوعیِ مانع رسیدن آب، برای وضو و غسل مسئله شرعی ایجاد می‌کند و مشتری باید مطابق فتوای مرجع تقلید خود عمل کند.

در استفتای منتشرشده از دفتر آیت‌الله سیستانی نیز بر تذکر حکم شرعی به مشتری، در صورتی که احتمال تأثیر وجود داشته باشد، تصریح شده است.


نتیجه نهایی
مسئله کاشت ناخن را نمی‌توان صرفاً با عنوان «حلال» یا «حرام» پاسخ داد. مسئله اصلی، رابطه کاشت ناخن با طهارت و امکان یا عدم امکان رسیدن آب به عضو است.

اگر ناخن مصنوعی مانع رسیدن آب باشد و امکان برداشتن آن وجود داشته باشد، اصل بر برطرف کردن مانع است. اگر برداشتن آن واقعاً امکان‌پذیر نباشد یا با ضرر و حرج قابل توجه همراه باشد، بسته به فتوای مرجع تقلید، احکام وضو و غسل جبیره‌ای و گاهی تیمم مطرح می‌شود.

از سوی دیگر، کاشت ناخن به خودی خود موجب بطلان روزه نیست و درباره نمازهای گذشته و درآمد حاصل از کاشت ناخن نیز نمی‌توان بدون توجه به فتوای مرجع تقلید، حکم واحدی صادر کرد.

بنابراین، اگر کسی سال‌ها ناخن مصنوعی داشته یا به‌عنوان آرایشگر این کار را انجام می‌دهد، بهتر است وضعیت خود را دقیقاً با مرجع تقلید خویش تطبیق دهد و در مواردی که حکم به شرایط فرد وابسته است، از دفتر مرجع استفتاء کند.


منابع
دفتر آیت‌الله سید علی حسینی سیستانی، توضیح المسائل جامع، بخش احکام وضو، مسئله ۳۲۵ و احکام مرتبط با کاشت ناخن مصنوعی.
دفتر آیت‌الله سید علی حسینی سیستانی، پرسش و پاسخ‌های احکام غسل و وضو، پایگاه رسمی دفتر معظم‌له.
دفتر آیت‌الله سید علی حسینی سیستانی، استفتاء درباره مزد گرفتن برای کاشت ناخن، پایگاه رسمی استفتائات.
دفتر آیت‌الله العظمی خامنه‌ای، استفتائات احکام کاشت ناخن و وضو و غسل؛ از جمله احکام مربوط به رفع مانع و وضوی جبیره‌ای.
آیت‌الله العظمی صافی گلپایگانی، استفتاء درباره حکم کاشت ناخن، نقل متن استفتاء و پاسخ معظم‌له.
آیت‌الله العظمی مکارم شیرازی، استفتائات مربوط به کاشت ناخن و مانع بودن آن برای وضو و غسل.
آیت‌الله العظمی سبحانی، رساله توضیح المسائل و استفتائات مربوط به احکام وضو، غسل و موانع طهارت.
استفتاءات آیت‌الله سبحانی، مباحث احکام وضو، غسل و روزه.

موضوعات: کانال اعتقادی از برهان تا یقین  لینک ثابت
 [ 09:45:00 ب.ظ ]




 

تبیین فلسفه اختصاص مراسم اربعین به سیدالشهدا (ع)

برگزاری مراسم اربعین به‌صورت ویژه و مستمر برای امام حسین (ع)، ریشه در دلایل تاریخی، روایی و کلامی دارد که این مناسبت را از سایر ایام سوگواری ائمه اطهار (ع) متمایز می‌سازد.
نخستین و برجسته‌ترین دلیل، وقوع دو حادثه تاریخی هم‌زمان در چهلمین روز شهادت آن حضرت است؛ نخستین زائر قبر مطهر ایشان، جابر بن عبدالله انصاری، صحابی بزرگ پیامبر (ص) بود که در این روز به کربلا رسید و زیارت نمود چراغ هدایت, ج. 1, ص. 79. هم‌زمان با این واقعه، کاروان اسرای اهل‌بیت (ع) به ریاست امام سجاد (ع) و حضرت زینب (س) در بازگشت از شام، در روز بیستم صفر به کربلا بازگشتند و بر مزار شهدا عزاداری کردند چراغ هدایت, ج. 1, ص. 79. این اجتماع نخستین زائر و بازگشت اهل‌بیت (ع)، نقطه عطفی در تاریخ تشیع شد که به عنوان الگوی زنده‌نگاه‌داشتن نهضت عاشورا تثبیت گردید جاذبه‌ی حسینی, ج. 1, ص. 90.

دلیل دوم، تأکید خاص معصومین (ع) بر این روز در متون روایی است. در حالی که برای سایر ائمه (ع) نیز عزاداری‌هایی صورت می‌گیرد، اما در مورد امام حسین (ع)، زیارت اربعین به عنوان یکی از «نشانه‌های مؤمن» معرفی شده است. امام حسن عسکری (ع) در حدیثی مشهور می‌فرمایند: «نشانه‌های مؤمن پنج چیز است: نماز پنجاه و یک رکعتی، زیارت اربعین، انگشتر در دست راست کردن، سجده بر خاک و بلند گفتن بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم» مجموعه مقالات اربعین, ج. 1, ص. 51. این روایت جایگاه زیارت اربعین را در ردیف واجبات و مستحبات مؤکد قرار داده و آن را ستون ولایت می‌داند، همان‌گونه که نماز ستون دین است مجموعه مقالات اربعین, ج. 1, ص. 51. چنین تأکیدی در روایات مربوط به سایر ائمه (ع) برای روز اربعین ایشان مشاهده نمی‌شود چراغ هدایت, ج. 1, ص. 79.
سومین دلیل، ماهیت منحصر‌به‌فرد قیام عاشورا و نقش احیاءگری امام حسین (ع) است. فداکاری‌های امام حسین (ع) دین اسلام را از خطر زوال نجات داد و هدف قیام ایشان، همان هدف رسالت پیامبر (ص)، یعنی «تعلیم کتاب و حکمت» و «تزکیه نفوس» بود مجموعه مقالات اربعین, ج. 1, ص. 53. در زیارت اربعین صراحتاً بیان می‌شود که ایشان جان خود را نثار کرد تا بندگان خدا را از جهالت و حیرت ضلالت نجات دهد: «بَذَلَ مُهْجَتَهُ فِیکَ لِیَسْتَنْقِذَ عِبَادَکَ مِنَ الْجَهَالَةِ وَ حَیْرَةِ الضَّلَالَةِ» نور العين, ج. 1, ص. 466. مصائب وارد شده بر امام حسین (ع) و خاندانش، از نظر شدت و گستردگی با هیچ امام یا پیامبر دیگری قابل مقایسه نیست و دشمنان با شهادت ایشان قصد نابودی اصل اسلام را داشتند؛ لذا شیعیان برای مقابله با این توطئه و زنده‌نگاه‌داشتن دین، از هر فرصتی از جمله اربعین استفاده می‌کنند مجموعه مقالات اربعین, ج. 1, ص. 415.


در نهایت، اربعین حسینی تنها یک مراسم سوگواری ساده نیست، بلکه یک «برنامه هوشمند و هدفمند» از سوی اهل‌بیت (ع) برای به کمال رساندن پیام‌های عاشورایی است درآمدی بر چیستی و چرایی حماسه عظیم اربعین حسینی, ج. 1, ص. 46. این مراسم در یک فرآیند چهل‌روزه، گذار از «حسینی شدن» (در دهه اول محرم) به «حسینی ماندن» را رقم می‌زند و با حضور میلیونی زائران، پیام جهانی شدن ارزش‌های عاشورایی را مخابره می‌کند درآمدی بر چیستی و چرایی حماسه عظیم اربعین حسینی, ج. 1, ص. 46. بنابراین، اختصاص اربعین به امام حسین (ع) ناشی از ترکیب بی‌نظیر وقایع تاریخی (ورود جابر و اهل‌بیت)، تأکیدات روایی خاص (حدیث علامات المؤمن)، و ضرورت راهبردی زنده‌نگاه‌داشتن دین در برابر تحریف‌های اموی است که در مورد هیچ شهید دیگری به این شکل و با این ابعاد محقق نشده است چراغ هدایت, ج. 1, ص. 79.

 منابع

جوادى آملى، آیت‌الله عبدالله. (۱۳۸۹). فلسفه بزرگداشت اربعين حسينى (ع) چيست‌؟. افق حوزه، شماره ۲۹۷.
جوادى آملى، آیت‌الله عبدالله. (۱۳۹۱). چرا «اربعين» فقط براى امام حسين (ع) است‌؟. روزنامه اطلاعات، شماره ۲۵۴۹۶.
مؤسسه پژوهشی کتابخانه‌ای. (بی‌تا). پرسش بيست و يكم: علت اختصاص اربعين به امام حسين عليه السلام. در مجموعه مقالات پژوهشی علوم اسلامی.
مؤسسه پژوهشی کتابخانه‌ای. (بی‌تا). تحليل مبناى تاريخى اربعين حسينى. در بخش مقالات پژوهشی.
مؤسسه پژوهشی کتابخانه‌ای. (بی‌تا). چرايى اربعين حسينى: فرهنگ‌سازى زيارت اربعين. در بخش اسرار و معارف.
مؤسسه پژوهشی کتابخانه‌ای. (بی‌تا). جايگاه زيارت اربعين در متون‌حديثى وفقهى. در جلدهای نوزدهم و بیستم مجموعه اسرار و معارف.

موضوعات: کانال اعتقادی از برهان تا یقین  لینک ثابت
[پنجشنبه 1405-05-08] [ 02:50:00 ب.ظ ]




شبهه شماره ۱۰
 چرا خداوند انسان‌ها را در رنج و سختی آفریده است؟

 


مقدمه
یکی از قدیمی‌ترین و اساسی‌ترین پرسش‌های کلامی درباره عدل الهی این است که اگر خداوند مهربان، حکیم و عادل است، چرا زندگی انسان از آغاز تا پایان با رنج، سختی، بیماری، فقر، مرگ، نگرانی و مشکلات همراه است؟ آیا خداوند نمی‌توانست جهانی بیافریند که در آن هیچ رنج و سختی وجود نداشته باشد؟

این پرسش، در نگاه نخست، چالشی برای عدل الهی به شمار می‌رود؛ اما با تأمل در آموزه‌های قرآن کریم، روایات اهل‌بیت(ع) و تحلیل متکلمان اسلامی روشن می‌شود که رنج، نه نشانه بی‌عدالتی خداوند، بلکه بخشی از نظام حکیمانه آفرینش و زمینه‌ساز رشد و کمال انسان است.


پاسخ اجمالی
خداوند انسان را برای تکامل، اختیار، عبادت و رسیدن به سعادت ابدی آفریده است، نه برای آسایش دائمی دنیا. از این‌رو، دنیا «سرای آزمایش» است، نه «بهشت». بسیاری از فضایل انسانی مانند صبر، توکل، ایثار، شجاعت، گذشت و بندگی، تنها در بستر سختی‌ها شکل می‌گیرند. بنابراین وجود رنج، لازمه نظام حکیمانه دنیا و مقدمه رسیدن انسان به کمال است، نه نشانه بی‌عدالتی خداوند.


۱. دنیا برای آسایش دائمی آفریده نشده است
یکی از مهم‌ترین اشتباهات در این شبهه آن است که دنیا با بهشت اشتباه گرفته می‌شود.

قرآن کریم هرگز وعده نداده است که زندگی دنیا سراسر آسایش و رفاه باشد؛ بلکه صریحاً می‌فرماید:

﴿لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسَانَ فِي كَبَدٍ﴾

«به یقین انسان را در رنج و سختی آفریدیم.»

(سوره بلد، آیه ۴)
مقصود آیه این است که ساختار زندگی دنیوی با تلاش، مشکلات، بیماری، پیری، فقدان، مسئولیت و امتحان آمیخته است و این ویژگی، لازمه طبیعت دنیا است، نه نشانه نقص در عدل الهی (انصاریان، پرسش‌ها و پاسخ‌ها، ج۱، ص۲۴۵؛ امینی، خداشناسی، ج۱، ص۱۵۶).

حتی آغاز زندگی انسان نیز با رنج همراه است؛ دوران جنینی، تولد، رشد، تحصیل، کار، تشکیل خانواده و سالمندی، همگی همراه با سختی‌هایی هستند که انسان را برای رشد و کمال آماده می‌کنند (انصاریان، همان، ج۱، ص۲۴۵).


۲. رنج همیشه «شر» نیست
یکی از خطاهای رایج، مساوی دانستن «رنج» با «شر» است.

در فلسفه اسلامی، بسیاری از رنج‌ها گرچه ناخوشایندند، اما نتیجه‌ای خیر و سازنده دارند.

برای مثال:

درد جراحی، مقدمه سلامتی است.
سختی ورزش، زمینه سلامت بدن است.
رنج تحصیل، مقدمه دانش است.
درد زایمان، مقدمه تولد یک انسان است.
بنابراین، هر رنجی شرّ واقعی نیست؛ بلکه گاه وسیله رسیدن به خیر بزرگ‌تر است. همان‌گونه که شهید مطهری بیان می‌کند، بسیاری از سختی‌ها «مربی انسان» هستند و استعدادهای نهفته او را شکوفا می‌سازند (مطهری، عدل الهی).


۳. رنج، زمینه‌ساز رشد و تکامل انسان است
یکی از حکمت‌های مهم سختی‌ها، شکوفا شدن استعدادهای روحی و اخلاقی انسان است.

قرآن کریم هدف آفرینش دنیا را آزمایش انسان معرفی می‌کند:

﴿الَّذِي خَلَقَ الْمَوْتَ وَالْحَيَاةَ لِيَبْلُوَكُمْ أَيُّكُمْ أَحْسَنُ عَمَلًا﴾

«اوست که مرگ و زندگی را آفرید تا شما را بیازماید که کدام‌یک نیکوکارترید.»

(سوره ملک، آیه ۲)
اگر هیچ سختی‌ای در دنیا وجود نداشت، بسیاری از فضایل اخلاقی اصلاً معنا پیدا نمی‌کرد؛ زیرا:

صبر بدون سختی معنا ندارد.
شجاعت بدون خطر شکل نمی‌گیرد.
ایثار بدون نیاز دیگران تحقق نمی‌یابد.
توکل بدون مشکلات بی‌معنا است.
جهاد و مبارزه با ظلم در جهانی بی‌دشواری موضوعیتی ندارد.
ازاین‌رو، سختی‌ها زمینه ظهور استعدادهای انسانی و رسیدن به کمال‌اند (امینی، خداشناسی، ج۱، ص۱۵۷؛ دستغیب، ۸۲ پرسش، ج۱، ص۴۲).


۴. رنج، بیدارکننده انسان است
بسیاری از انسان‌ها در رفاه مطلق دچار غفلت می‌شوند؛ اما سختی‌ها آنان را به تفکر، بازنگری و بازگشت به خدا وادار می‌کند.

علامه‌ها و متکلمان اسلامی سختی را همانند صیقلی می‌دانند که آهن را فولاد می‌کند.

انصاریان می‌نویسد:

«سختی‌ها انسان را بیدار، مصمم، باتجربه و نیرومند می‌کنند.»
(انصاریان، پرسش‌ها و پاسخ‌ها، ج۱، ص۲۴۷)


۵. مثال روشن
فرض کنید نهالی را در گلخانه‌ای قرار دهند که هیچ باد، سرما یا گرمایی نبیند.

چنین نهالی هرگز ریشه‌های عمیق پیدا نمی‌کند و با نخستین طوفان از بین می‌رود.

اما درختی که باد و باران را تحمل کرده، ریشه‌هایش استوارتر می‌شود.

انسان نیز در برابر سختی‌ها رشد می‌کند.

همچنین آهن تا در کوره آتش قرار نگیرد، فولاد نمی‌شود.

رنج، کوره‌ای است که شخصیت انسان را می‌سازد.


۶. هدف آفرینش انسان، آسایش نیست؛ تکامل است
قرآن کریم فلسفه آفرینش انسان را چنین بیان می‌کند:

﴿وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ﴾
«جن و انس را نیافریدم مگر برای اینکه مرا عبادت کنند.»

(سوره ذاریات، آیه ۵۶)

و در آیه‌ای دیگر می‌فرماید:

﴿إِلَّا مَنْ رَحِمَ رَبُّكَ وَلِذَلِكَ خَلَقَهُمْ﴾
«مگر کسانی که پروردگارت آنان را مشمول رحمت خود قرار دهد و برای همین آنان را آفرید.»

(سوره هود، آیه ۱۱۹)

متکلمان اسلامی توضیح داده‌اند که عبادت، رحمت الهی و آزمایش، همگی به یک هدف مشترک بازمی‌گردند و آن تکامل روحی انسان است (امینی، خداشناسی، ج۱، ص۱۵۷؛ انصاریان، پرسش‌ها و پاسخ‌ها، ج۱، ص۲۴۵).


۷. آیا وجود رنج با عدل الهی منافات دارد؟
پاسخ منفی است.

عدل الهی به این معنا نیست که همه انسان‌ها شرایط یکسانی داشته باشند؛ بلکه به این معنا است که خداوند هیچ‌کس را بیش از توانش مکلف نمی‌کند و حق هیچ انسانی را ضایع نمی‌سازد.

قرآن کریم می‌فرماید:

﴿لَا يُكَلِّفُ اللَّهُ نَفْسًا إِلَّا وُسْعَهَا﴾
«خداوند هیچ‌کس را جز به اندازه توانش تکلیف نمی‌کند.»

(سوره بقره، آیه ۲۸۶)

پس هر انسان، متناسب با امکانات، شرایط و توانایی‌های خود مورد محاسبه قرار می‌گیرد و هیچ رنجی بدون جبران الهی نخواهد ماند.


۸. شدت بلا نشانه دوری از خدا نیست
برخلاف تصور برخی، گرفتار شدن به سختی‌ها نشانه غضب الهی نیست.

امام صادق(ع) می‌فرمایند:

«إِنَّ أَشَدَّ النَّاسِ بَلَاءً الْأَنْبِيَاءُ، ثُمَّ الَّذِينَ يَلُونَهُمْ، ثُمَّ الْأَمْثَلُ فَالْأَمْثَلُ.»
«شدیدترین بلاها برای پیامبران است، سپس کسانی که از نظر فضیلت به آنان نزدیک‌ترند.»

(الکلینی، الکافی، ج۲، ص۲۵۲)

بنابراین، گاهی هرچه مقام معنوی انسان بالاتر باشد، مسئولیت‌ها و آزمون‌های او نیز سنگین‌تر خواهد بود.


۹. دنیا، گذرگاه است نه اقامتگاه
اگر زندگی دنیا پایان همه چیز بود، وجود بسیاری از رنج‌ها قابل توجیه نبود؛ اما از نگاه اسلام، دنیا تنها مرحله‌ای کوتاه از زندگی ابدی انسان است.

بنابراین، سختی‌های محدود دنیا در برابر نعمت‌های جاودان آخرت بسیار ناچیز است و خداوند همه رنج‌های بندگان را با پاداشی کامل جبران خواهد کرد (دستغیب، ۸۲ پرسش، ج۱، ص۴۲).


نتیجه‌گیری
وجود رنج و سختی در زندگی انسان، هرگز با عدل الهی منافات ندارد؛ زیرا خداوند انسان را برای رشد، اختیار، بندگی و رسیدن به سعادت ابدی آفریده است، نه برای آسایش دائمی دنیا. رنج، ویژگی ذاتی این جهان و لازمه نظام حکیمانه آفرینش است؛ نظامی که در آن استعدادهای انسان شکوفا می‌شود، فضایل اخلاقی شکل می‌گیرد و حقیقت ایمان آشکار می‌گردد. ازاین‌رو، سختی‌ها نه نشانه بی‌عدالتی خدا، بلکه وسیله‌ای برای تکامل انسان و مقدمه‌ای برای پاداش‌های جاودان الهی هستند.


منابع
قرآن کریم: سوره بقره، آیه ۲۸۶؛ سوره بلد، آیه ۴؛ سوره ذاریات، آیه ۵۶؛ سوره هود، آیه ۱۱۹؛ سوره ملک، آیه ۲.
امینی، ابراهیم. خداشناسی. قم: مؤسسه بوستان کتاب، ج۱، صص۱۵۶–۱۵۸.
انصاریان، حسین. پرسش‌ها و پاسخ‌ها. قم: دارالعرفان، ج۱، صص۲۴۵–۲۴۷.
دستغیب، عبدالحسین. ۸۲ پرسش. قم: دفتر انتشارات اسلامی جامعه مدرسین، ج۱، ص۴۲.
مطهری، مرتضی. عدل الهی. تهران: انتشارات صدرا، مبحث «فواید بلاها و سختی‌ها».
کلینی، محمد بن یعقوب. الکافی. ج۲، باب «شدّة ابتلاء المؤمن»، ص۲۵۲.

مطالب بیشتر و دسترسی راحتتر درباره پاسخ به شبهات اعتقادی را در کانال ایتا «برهان تا یقین» دنبال کنید:

https://eitaa.com/borhanyaghen

 

موضوعات: کانال اعتقادی از برهان تا یقین  لینک ثابت
[دوشنبه 1405-04-22] [ 05:48:00 ق.ظ ]