چرا شیعه را بر حق میدانیم؟
بررسی حقانیت ادیان، پلورالیسم و مسئله نجات
مقدمه
یکی از پرسشهای مهم در حوزه دینپژوهی این است:
اگر در جهان ادیان و مذاهب گوناگونی وجود دارند و پیروان هرکدام خود را بر حق میدانند، چرا باید بگوییم شیعه بر حق است؟
آیا ادعای حقانیت شیعه، نوعی تعصب مذهبی نیست؟
اگر یک مسیحی، یهودی، مسلمان سنی و شیعه، هرکدام خود را صاحب حقیقت بدانند، آیا منطقیتر نیست بگوییم همه ادیان راههای متفاوتی به سوی یک حقیقتاند؟
این پرسش ما را به یکی از مباحث مهم کلام جدید و فلسفه دین، یعنی پلورالیسم دینی میرساند.

برای پاسخ دقیق، نخست باید میان سه مسئله تفاوت بگذاریم:
حقانیت دین
حقانیت مذهب
نجات پیروان ادیان و مذاهب
خلط این سه مسئله، بخش مهمی از ابهام موجود در بحث را ایجاد میکند.
۱. پلورالیسم دینی دقیقاً درباره چیست؟
پلورالیسم یا کثرتگرایی دینی، در معنای مورد بحث در فلسفه دین، صرفاً به معنای وجود ادیان متعدد یا ضرورت همزیستی مسالمتآمیز پیروان آنها نیست.
بحث اصلی این است:
آیا ادیان مختلف، علیرغم تفاوتهای اساسی، همگی از حقیقت و نجات برخوردارند؟
در ادبیات کلام جدید، میان سه دیدگاه مشهور تمایز گذاشته میشود:
الف) انحصارگرایی
بر اساس انحصارگرایی، تنها یک دین از حقانیت برخوردار است و حقیقت دینی در همان دین منحصر میشود.
در برخی تقریرهای این دیدگاه، حقانیت و نجات هر دو به دین حق منحصر دانسته میشوند.
ب) شمولگرایی
شمولگرایی میپذیرد که یک دین از حقانیت کامل برخوردار است، اما معتقد است برخی پیروان ادیان دیگر نیز ممکن است با وجود عدم عضویت صریح در آن دین، مشمول هدایت و رحمت الهی شوند.
بنابراین:
حقانیت = منحصر
نجات = لزوماً منحصر نیست
در برخی تقریرهای شمولگرایی، ادیان دیگر میتوانند بهرهای نسبی و غیرکامل از حقیقت داشته باشند.
ج) پلورالیسم
پلورالیسم دینی در معنای خاص خود، مدعی است که حقیقت و راه نجات به یک دین خاص منحصر نیست و سنتهای دینی متعدد میتوانند راههای معتبر مواجهه انسان با حقیقت و رستگاری باشند.
بنابراین باید میان:
کثرت ادیان
و
کثرت حقیقت
تفکیک کرد.
اینکه ادیان متعدد وجود دارند، بهخودیخود ثابت نمیکند که همه آنها به یک اندازه حقاند.
۲. آیا تعدد ادیان، دلیل حقانیت همه آنهاست؟
خیر.
وجود چند نظریه رقیب درباره یک واقعیت، به معنای درست بودن همه نظریهها نیست.
مثلاً اگر چند نفر درباره یک واقعه تاریخی گزارشهای متفاوت و متناقض ارائه کنند، صرف وجود گزارشهای متعدد، دلیل نمیشود که همه گزارشها مطابق واقع باشند.
در ادیان نیز مسئله به همین شکل است.
ادیان و مذاهب موجود درباره مسائل بنیادینی مانند:
حقیقت خداوند،
توحید و تثلیث،
نبوت،
ماهیت حضرت عیسی(ع)،
خاتمیت،
وحی،
معاد،
شریعت،
ادعاهای متفاوت و گاه متناقض دارند.
اگر دو گزاره متناقض را به یک معنا در نظر بگیریم، نمیتوان هر دو را همزمان مطابق واقع دانست.
برای نمونه، گزاره «خداوند واحد است» و گزارهای که الوهیت را بر مبنای تثلیث تبیین میکند، نمیتوانند بدون هیچ توضیح و تفکیکی، هر دو به یک معنا کاملاً صادق باشند.
ازاینرو، کثرت ادیان، بهتنهایی، اثباتکننده پلورالیسم در حقانیت نیست.
۳. آیا اسلام همه ادیان پیشین را باطل میداند؟
این برداشت دقیق نیست.
از منظر قرآن، اصل وحی و پیام الهی پیامبران پیشین مورد تأیید است:
«قُولُوا آمَنَّا بِاللَّهِ وَمَا أُنزِلَ إِلَیْنَا وَمَا أُنزِلَ إِلَىٰ إِبْرَاهِیمَ وَإِسْمَاعِیلَ وَإِسْحَاقَ وَیَعْقُوبَ وَالْأَسْبَاطِ…»
(بقره، ۱۳۶)
بنابراین اسلام، پیامبران الهی پیشین را انکار نمیکند.
اما از نگاه قرآن، با آمدن پیامبر خاتم(ص)، رسالت و شریعت نهایی الهی در اسلام تحقق یافته است:
«إِنَّ الدِّینَ عِندَ اللَّهِ الْإِسْلَامُ»
(آلعمران، ۱۹)
و:
«وَمَن یَبْتَغِ غَیْرَ الْإِسْلَامِ دِینًا فَلَن یُقْبَلَ مِنْهُ»
(آلعمران، ۸۵)
بنابراین در نگاه اسلامی باید میان حقانیت ادیان الهی در طول تاریخ و اعتبار ادیان پس از ظهور شریعت خاتم تفاوت گذاشت.
ممکن است شریعتی در زمان پیامبر خود حق باشد، اما این امر لزوماً به معنای اعتبار یکسان همه شریعتها پس از ظهور شریعت خاتم نیست.
۴. آیا قرآن برای نجات، فقط بر برچسب دینی تأکید دارد؟
اینجا باید به آیهای توجه کرد که گاهی در بحث پلورالیسم دینی مورد استناد قرار میگیرد.
قرآن میفرماید:
«إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَالَّذِينَ هَادُوا وَالنَّصَارَىٰ وَالصَّابِئِينَ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ وَعَمِلَ صَالِحًا فَلَهُمْ أَجْرُهُمْ عِندَ رَبِّهِمْ وَلَا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ»
(بقره، ۶۲)
ترجمه:
«کسانى که [به اسلام] ایمان آوردهاند، و یهود و نصارى و صابئان، هر کس به خدا و روز بازپسین ایمان آورد و کار شایسته کند، پاداششان نزد پروردگارشان [محفوظ] است و نه ترسى بر آنان است و نه اندوهگین مىشوند.»
این آیه نشان میدهد که در منطق قرآن، مسئله نجات را نمیتوان صرفاً با عنوان و برچسب اجتماعیِ یک فرد تعیین کرد؛ بلکه ایمان، اعتقاد و عمل صالح در مسئله پاداش الهی نقش دارند.
البته این آیه را نباید بهتنهایی و جدا از مجموعه آیات قرآن تفسیر کرد و از آن نتیجه گرفت که قرآن، بدون هیچ قید و شرطی، همه ادیان و عقاید موجود را به یک اندازه حق میداند؛ زیرا قرآن در آیات دیگری بر اسلام بهعنوان دین الهی و شریعت نهایی تأکید کرده است.
بنابراین آیه ۶۲ بقره را باید در بحث نجات و داوری الهی درباره اشخاص از بحث حقانیت یک دستگاه اعتقادی تفکیک کرد.
۵. حالا سؤال اصلی: چرا شیعه؟
حتی اگر حقانیت اسلام اثبات شود، هنوز یک پرسش باقی میماند:
کدام مذهب اسلامی در تفسیر اسلام و مسئله جانشینی پیامبر(ص) بر حق است؟
اینجا بحث شیعه و اهلسنت آغاز میشود.
بنابراین استدلال شیعه را نباید چنین تصور کرد:
«من شیعه هستم، پس شیعه حق است.»
این استدلال دوری و غیرقابل قبول است.
استدلال صحیح باید چنین ساختاری داشته باشد:
خدا وجود دارد و حکیم است
↓
برای هدایت انسانها پیامبران را فرستاده است
↓
اسلام دین خاتم است
↓
پیامبر اکرم(ص) برای هدایت امت پس از خود چه سازوکاری قرار داده است؟
↓
بررسی ادله قرآن، سنت و عقل درباره امامت
↓
ارزیابی دیدگاههای رقیب
↓
اثبات یا عدم اثبات حقانیت مذهب امامیه
پس «شیعه بودن» باید نتیجه استدلال باشد، نه مقدمه آن.
ادله شیعه در مسئله امامت را میتوان در سه دسته کلی بررسی کرد:
الف) ادله قرآنی
از جمله آیاتی که در تبیین جایگاه ولایت و رهبری دینی مورد استناد متکلمان امامیه قرار گرفتهاند، آیات ولایت، اولیالامر و ابلاغ هستند.
ب) ادله روایی
از مهمترین آنها میتوان به:
حدیث غدیر،
حدیث ثقلین،
حدیث منزلت،
اشاره کرد.
البته هر یک از این روایات نیازمند بررسی سندی، دلالی و پاسخ به قرائتهای رقیب است؛ بنابراین صرف نام بردن از آنها برای اثبات مدعا کافی نیست.
ج) دلیل عقلی
متکلمان امامیه با تکیه بر مسئله هدایت الهی، ضرورت استمرار رهبری دینی و عصمت امام، برای ضرورت امامت استدلال کردهاند.
این بخش خود نیازمند بحث مستقلی است و بهتر است در مقالهای جداگانه بررسی شود.
۶. آیا قبول حقانیت شیعه یعنی همه غیرشیعیان اهل جهنماند؟
خیر؛ اینجا یکی از مهمترین تفکیکهای کلامی لازم است.
حقانیت با نجات یکی نیست.
ممکن است بگوییم:
«یک دین یا مذهب از نظر اعتقادی حق است.»
اما از این گزاره نمیتوان بدون واسطه نتیجه گرفت:
«هر انسانی که پیرو آن دین یا مذهب نیست، قطعاً اهل عذاب است.»
آیه ۶۲ سوره بقره نشان میدهد که مسئله ایمان و عمل صالح در ارزیابی الهی اهمیت دارد. در نتیجه، نمیتوان سرنوشت اخروی همه انسانها را صرفاً بر اساس عنوان دینی یا مذهبی آنان تعیین کرد.
البته این به معنای انکار حقانیت اسلام یا نفی ضرورت ایمان به حق نیست؛ بلکه بحث درباره نحوه داوری الهی درباره اشخاص و شرایط معرفتی آنان است.
۷. سه دیدگاه را چگونه باید از هم تفکیک کرد؟
برای جلوگیری از خلط بحث، میتوان مسئله را چنین خلاصه کرد:
دیدگاه
حقانیت
نجات
انحصارگرایی
حقانیت دین حق منحصر است
در برخی تقریرها نجات نیز منحصر دانسته میشود
شمولگرایی
یک دین حقانیت کامل دارد
امکان نجات برخی پیروان ادیان دیگر پذیرفته میشود
پلورالیسم
ادیان متعدد میتوانند از حقانیت برخوردار باشند
راههای متعدد برای نجات پذیرفته میشود
نکته مهم این است که پلورالیسم در حقانیت با پلورالیسم در نجات یکی نیست.
ممکن است کسی حقانیت کامل یک دین را بپذیرد، اما در مسئله نجات، دایره نجاتیافتگان را گستردهتر بداند.
ازاینرو، در تحلیل دیدگاه اسلامی باید دقیقاً مشخص کنیم که سخن درباره صدق و حقانیت عقاید است یا درباره سرنوشت اخروی انسانها.
۸. آیا اسلام لزوماً به معنای انحصارگرایی مطلق در نجات است؟
این نتیجهگیری نیازمند دقت است.
ممکن است کسی بگوید:
«اگر اسلام را تنها دین حق میدانید، پس باید بگویید فقط پیروان صریح اسلام نجات مییابند و همه دیگران جهنمیاند.»
اما چنین نتیجهای از صرفِ پذیرش حقانیت اسلام به دست نمیآید.
میتوان میان این دو پرسش تفکیک کرد:
الف) کدام دین از نظر اعتقادی حق است؟
و
ب) چه کسانی در نهایت مشمول رحمت و نجات الهی میشوند؟
آیه ۶۲ سوره بقره نیز نشان میدهد که قرآن در بحث پاداش الهی، ایمان به خدا، ایمان به آخرت و عمل صالح را مورد توجه قرار میدهد:
«مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَالْیَوْمِ الْآخِرِ وَعَمِلَ صَالِحًا فَلَهُمْ أَجْرُهُمْ عِندَ رَبِّهِمْ…»
بنابراین، حقانیت یک دین و حکم درباره سرنوشت تکتک افراد دو مسئله متفاوتاند.
۹. پس موضع شیعه درباره پلورالیسم چیست؟
اگر منظور از پلورالیسم این باشد که:
«پیروان ادیان مختلف میتوانند در جامعه با یکدیگر زندگی مسالمتآمیزی داشته باشند»،
این مسئله اساساً با بحث حقانیت ادیان یکی نیست.
اما اگر منظور این باشد که:
«تمام ادیان متعارض، به یک اندازه حقاند و هرکدام صراط مستقیمی به سوی حقیقتاند»،
این دیدگاه با آموزههای بنیادین اسلام سازگار نیست.
زیرا اسلام از یکسو حقیقت را واقعی و قابل شناخت میداند و از سوی دیگر برخی باورهای دینی را صریحاً تصحیح یا رد میکند.
از نظر منطقی نیز نمیتوان صرفاً به دلیل وجود اختلافات معرفتی، نتیجه گرفت که همه دیدگاههای متعارض حقیقت دارند.
تفاوت میان «نسبی بودن فهم انسان از حقیقت» و «نسبی بودن خود حقیقت» نیز در اینجا بسیار مهم است.
ممکن است انسانها در فهم حقیقت خطا کنند؛ اما از خطاپذیری انسان نمیتوان نتیجه گرفت که خود حقیقت متعدد و نسبی است.
۱۰. آیا پذیرش حقانیت شیعه تعصب است؟
اگر منظور از تعصب این باشد که انسان بدون دلیل و صرفاً به دلیل تعلق خانوادگی یا اجتماعی، عقیدهای را بپذیرد، چنین روشی قابل دفاع نیست.
اما اگر فرد پس از بررسی ادله عقلی، قرآنی و روایی به این نتیجه برسد که اسلام حق است و در میان قرائتهای اسلامی، ادله امامت امامیه را قانعکننده بداند، این دیگر صرفاً «تعصب» نیست؛ بلکه یک ادعای معرفتی مبتنی بر استدلال است.
البته همین ادعا باید دائماً در معرض نقد علمی و بررسی ادله قرار داشته باشد.
نتیجه
در پاسخ به پرسش «چرا شیعه را بر حق میدانیم؟» نباید از ابتدا به نتیجه بپریم.
مسئله دارای چند مرحله است:
مرحله اول: آیا خدا و هدایت الهی وجود دارد؟
مرحله دوم: آیا اسلام دین حق و پیامبر اسلام(ص) پیامبر خاتم است؟
مرحله سوم: پیامبر(ص) برای هدایت امت پس از خود چه کرده است؟
مرحله چهارم: آیا ادله امامت و ولایت اهلبیت(ع) از نظر قرآن، سنت و عقل معتبر است؟
مرحله پنجم: اگر حقانیت شیعه اثبات شد، آیا هر غیرشیعهای محکوم به عذاب است؟
پاسخ این مراحل یکسان نیست.
بنابراین:
کثرت ادیان، دلیل حقانیت همه ادیان نیست.
حقانیت یک دین، با نجات تکتک افراد آن دین یا ادیان دیگر یکی نیست.
حقانیت اسلام، مسئلهای جدا از حقانیت مذهب شیعه است.
و ادعای حقانیت شیعه باید با ادله امامت اثبات شود، نه با پیشفرض گرفتن شیعه بودن.
در نتیجه، میتوان هم به حقیقت واحد باور داشت، هم به کرامت و حقوق پیروان ادیان دیگر احترام گذاشت، و هم داوری نهایی درباره سرنوشت انسانها را به علم و عدل الهی سپرد.
منابع
قرآن کریم، سوره بقره، آیات ۶۲ و ۱۳۶؛ آلعمران، آیات ۱۹ و ۸۵؛ و سایر آیات مرتبط.
ربانی گلپایگانی، علی. تحلیل و نقد پلورالیسم دینی. قم: مؤسسه فرهنگی دانش و اندیشه معاصر.
خسروپناه، عبدالحسین. کلام جدید با رویکرد اسلامی. قم/تهران: نشر معارف.
خسروپناه، عبدالحسین. پلورالیزم دینی و سیاسی. پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی.
یوسفیان، حسن. مباحث مربوط به کلام جدید، حقانیت، نجات و پلورالیسم دینی.
Hick, John. An Interpretation of Religion: Human Responses to the Transcendent.
|
[جمعه 1405-06-27] [ 03:51:00 ب.ظ ]
|



۱. مقدمه


