پژوهانه


تیر 1405
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << < جاری> >>
    1 2 3 4 5
6 7 8 9 10 11 12
13 14 15 16 17 18 19
20 21 22 23 24 25 26
27 28 29 30 31    


در این وبلاگ اطلاعات علمی و پژوهشی و مقالات علمي و جزوات و ... ثبت ميشود.


جستجو



کاربران آنلاین
  • زفاک
  • Kh
  • یَا مَلْجَأَ کُلِّ مَطْرُودٍ
  • یا مهدی ادرکنی
  • سمیه حسینخانی


 




مقدمه
یکی از پرسش‌های رایج درباره عدل الهی این است که چرا گاهی انسان‌های مؤمن، صالح و نیکوکار عمر کوتاهی دارند، اما افراد ظالم یا گناهکار سالیان طولانی زندگی می‌کنند؟ آیا این مسئله با عدالت خداوند سازگار است؟

پاسخ این پرسش زمانی روشن می‌شود که بدانیم نگاه اسلام به زندگی، محدود به دنیا نیست و ارزش انسان نیز با تعداد سال‌های زندگی سنجیده نمی‌شود.

 

شبهه ۸: چرا عمر برخی انسان‌های خوب کوتاه است؟


۱. معیار ارزش انسان، طول عمر نیست
قرآن کریم ملاک برتری انسان‌ها را تنها تقوا معرفی می‌کند:

إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِندَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ

«همانا گرامی‌ترین شما نزد خدا، پرهیزکارترین شماست.»

(سوره حجرات، آیه ۱۳)
بنابراین، کوتاه یا بلند بودن عمر، نه نشانه محبوبیت انسان نزد خداست و نه نشانه بی‌ارزشی او.


۲. مرگ پایان زندگی نیست
در جهان‌بینی اسلامی، مرگ نابودی نیست؛ بلکه انتقال از زندگی محدود دنیا به حیات جاودانه آخرت است.

ازاین‌رو، اگر انسان صالحی زودتر از دنیا برود، چیزی از سعادت واقعی او کاسته نشده، بلکه زودتر به پاداش الهی رسیده است.

منبع: راه خداشناسی و شناخت صفات او، ج۱، ص۵۱۴.


۳. اعمال انسان در طول عمر مؤثرند
در روایات اسلامی، برخی اعمال موجب افزایش یا کاهش عمر معرفی شده‌اند.

امام علی علیه‌السلام می‌فرمایند:

«مرگ انسان‌ها بر اثر گناهان، بیش از مرگ بر اثر اجل طبیعی است و زندگی آنان به سبب نیکوکاری، بیش از عمر طبیعی است.»
منبع: یکصد و پنجاه درس زندگی، ج۱، ص۱۳۲؛ آیین خرد و عرفان، ج۵، ص۳۴۱.

همچنین امام صادق علیه‌السلام فرمودند:

«مردم بیش از آنکه با عمرشان زندگی کنند، با نیکی‌هایشان زندگی می‌کنند و بیش از آنکه با اجلشان بمیرند، بر اثر گناهان می‌میرند.»
منبع: یکصد و پنجاه درس زندگی، ج۱، ص۱۳۲؛ حکمت‌های صادقی، ج۱، ص۸۵.


۴. حکمت‌های مرگ زودهنگام انسان‌های صالح
در منابع اسلامی، حکمت‌های مختلفی برای کوتاه بودن عمر برخی نیکوکاران بیان شده است:

الف) حفظ ایمان
گاهی خداوند می‌داند اگر شخص در آینده زنده بماند، گرفتار لغزش و سقوط خواهد شد؛ بنابراین، مصلحت او در این است که زودتر از دنیا برود.

منبع: راه خداشناسی و شناخت صفات او، ج۱، ص۵۱۴.

ب) رسیدن سریع‌تر به پاداش الهی
مرگ برای مؤمن، آغاز بهره‌مندی از نعمت‌های اخروی است و گاهی کوتاه شدن عمر، زمینه رسیدن سریع‌تر به این نعمت‌ها را فراهم می‌کند.

ج) آزمون دیگران
وفات افراد صالح، می‌تواند زمینه آزمایش صبر، ایمان و استقامت خانواده و اطرافیان آنان باشد.


۵. تفاوت اجل حتمی و اجل معلق
در روایات اسلامی، از دو نوع اجل سخن گفته شده است:

اجل حتمی: که تغییرناپذیر است.
اجل معلق: که با اعمالی مانند صله رحم، صدقه، احسان یا گناه می‌تواند تغییر کند.
منبع: اسلام در کنار داغدیدگان، ج۱، ص۷۴.

6. آیا کوتاهی عمر با عدل الهی منافات دارد؟
ممکن است گفته شود اگر خداوند عادل است، چرا برخی انسان‌های صالح در جوانی از دنیا می‌روند، اما افراد ظالم و گناهکار سال‌ها زندگی می‌کنند؟ آیا این تفاوت، نشانه بی‌عدالتی نیست؟

پاسخ این است که این پرسش بر یک پیش‌فرض نادرست استوار است و آن اینکه عدالت الهی به معنای یکسان بودن همه نعمت‌ها و امکانات دنیوی است. در حالی که در اندیشه اسلامی، عدالت هرگز به معنای مساوات مطلق نیست.

عدل الهی یعنی هر چیز در جای شایسته خود قرار گیرد و هر انسانی متناسب با ظرفیت، شرایط و مصالح واقعی خود مورد تدبیر الهی قرار گیرد. ازاین‌رو، تفاوت در عمر، روزی، استعداد، سلامت و سایر نعمت‌های دنیوی، به خودی خود با عدالت خداوند منافاتی ندارد؛ همان‌گونه که تفاوت در توانایی‌های جسمی و فکری انسان‌ها نیز نشانه ظلم نیست.

از سوی دیگر، دنیا محل امتحان است، نه محل پرداخت کامل پاداش و کیفر. اگر بنا بود همه نیکوکاران در دنیا عمر طولانی، رفاه و آسایش کامل داشته باشند و همه بدکاران فوراً گرفتار مجازات شوند، فلسفه امتحان الهی و اختیار انسان تا حد زیادی از بین می‌رفت.

قرآن کریم نیز یادآور می‌شود:

الَّذِي خَلَقَ الْمَوْتَ وَالْحَيَاةَ لِيَبْلُوَكُمْ أَيُّكُمْ أَحْسَنُ عَمَلًا

«اوست که مرگ و زندگی را آفرید تا شما را بیازماید که کدام‌یک نیکوکارترید.»

(سوره ملک، آیه ۲)
بنابراین، عدالت الهی اقتضا نمی‌کند که همه انسان‌ها عمر یکسانی داشته باشند؛ بلکه اقتضا می‌کند که هیچ‌کس بیش از توان خود تکلیف نشود، هیچ حقی از کسی ضایع نگردد و پاداش و کیفر نهایی بر اساس ایمان، عمل و اختیار انسان در جهان آخرت تحقق یابد.

به همین دلیل، کوتاهی عمر برخی انسان‌های صالح، نه نشانه بی‌عدالتی خداوند، بلکه بخشی از نظام حکیمانه الهی است که مصالح واقعی انسان‌ها را در دنیا و آخرت در نظر می‌گیرد.

نتیجه‌گیری
کوتاه بودن عمر برخی انسان‌های صالح، هیچ منافاتی با عدل الهی ندارد؛ زیرا:

ملاک ارزش انسان، تقواست، نه تعداد سال‌های زندگی.
مرگ پایان زندگی نیست، بلکه آغاز حیات جاودانه است.
بسیاری از عوامل معنوی در افزایش یا کاهش عمر نقش دارند.
خداوند بر اساس حکمت، مصلحت و علم بی‌پایان خود درباره هر انسان تقدیر می‌کند.
از این‌رو، نباید عدالت الهی را تنها با معیار عمر دنیوی سنجید، بلکه باید مجموعه نظام حکیمانه آفرینش و زندگی اخروی را در نظر گرفت.


منابع
قرآن کریم، سوره حجرات، آیه ۱۳.
راه خداشناسی و شناخت صفات او، ج۱، ص۵۱۴.
یکصد و پنجاه درس زندگی، ج۱، ص۱۳۲.
آیین خرد و عرفان، ج۵، ص۳۴۱.
حکمت‌های صادقی، ج۱، ص۸۵.
اسلام در کنار داغدیدگان، ج۱، ص۷۴.
اسلام دین فطرت، ج۱، ص۱۲۸.

📌 مطالب بیشتر و پاسخ به دیگر شبهات اعتقادی را در کانال «برهان تا یقین» در ایتا دنبال کنید:

🔗 https://eitaa.com/borhanyaghen

موضوعات: کانال اعتقادی از برهان تا یقین  لینک ثابت
[سه شنبه 1405-04-16] [ 11:30:00 ب.ظ ]




مسئله نسبت افعال انسان با اراده الهی، یکی از بنیادی‌ترین مباحث علم کلام اسلامی است. اشاعره برای جمع میان توحید افعالی و مسئولیت انسان، نظریه‌ای با عنوان «کسب» ارائه کردند. بر اساس این نظریه، خداوند خالق حقیقی افعال است و انسان تنها آن افعال را «کسب» می‌کند. این نظریه اگرچه در ظاهر تلاش می‌کند از جبر فاصله بگیرد، اما از سوی بسیاری از متکلمان، از جمله اندیشمندان امامیه و حتی برخی متکلمان اشعری، مورد نقد جدی قرار گرفته است.

نظریه کسب چیست؟


شبهه
اگر خداوند خالق تمام افعال انسان است، پس انسان چه نقشی در اعمال خود دارد؟

آیا نظریه «کسب» توانسته اختیار انسان را حفظ کند یا تنها صورت جدیدی از جبر است؟


نظریه کسب چیست؟
ابوالحسن اشعری برای حل مسئله جبر و اختیار، نظریه‌ای با عنوان کسب ارائه کرد.

بر اساس این دیدگاه:

خداوند خالق حقیقی تمام افعال است.
انسان خالق فعل نیست.
تنها اراده و قدرتی هم‌زمان با فعل در انسان ایجاد می‌شود که از آن با عنوان «کسب» یاد می‌کنند.
به تعبیر مشهور اشاعره:

«کسب عبارت است از مقارنت فعل با قدرت حادث انسان، بدون آنکه قدرت انسان در ایجاد فعل تأثیری داشته باشد.»
منبع:

عقائد استدلالی، ج۱، ص۲۳۳.


مثال
برای تقریب ذهن می‌توان چنین مثالی آورد:

کودکی روی پای پدر پشت فرمان خودرو نشسته است.

کودک احساس می‌کند که خودرو را هدایت می‌کند؛ اما کنترل اصلی خودرو در اختیار پدر است.

اشاعره معتقدند رابطه انسان با افعال نیز چنین است؛ انسان تنها فعل را «کسب» می‌کند، اما خالق حقیقی آن خداوند است.

البته این مثال صرفاً برای تقریب ذهن است و هیچ مثالی نمی‌تواند حقیقت رابطه خداوند و انسان را به طور کامل تبیین کند.


مهم‌ترین اشکالات نظریه کسب
۱. کسب؛ اسمی بی‌مسمّا
فخرالدین رازی، با وجود تعلق به مکتب اشعری، پس از بررسی این نظریه می‌نویسد:

«عند التحقيق يظهر أن الكسب اسم بلا مسمى.»
یعنی:

«پس از تحقیق روشن می‌شود که کسب، نامی بدون حقیقت خارجی است.»

منبع:

کلام تطبیقی (۱)، ص۱۹۹.


۲. تفاوتی با جبر ندارد
احمد امین مصری معتقد است:

نظریه کسب در حقیقت تغییری در جبر ایجاد نکرده و تنها تعبیر آن را تغییر داده است.

همچنین شیخ عبدالوهاب شعرانی نیز این نظریه را تفاوتی با جبر نمی‌داند.

منابع:

عقائد استدلالی، ج۱، ص۲۳۳.
فرهنگ عقاید و مذاهب اسلامی، ج۲، ص۱۰۹.

۳. ناسازگاری با مسئولیت اخلاقی
اگر انسان هیچ تأثیر حقیقی در ایجاد فعل نداشته باشد، استحقاق ثواب و عقاب چگونه توجیه می‌شود؟

شیخ محمود شلتوت این اشکال را مطرح کرده و معتقد است چنین برداشتی از «کسب» با استعمال قرآنی آن نیز سازگار نیست.

منبع:

کلام تطبیقی (۱)، ص۱۹۹.


۴. اشکال منطقی
اگر صرف مقارنت با قدرت، برای نسبت دادن فعل به انسان کافی باشد، باید بتوان هر فعلی را به هر قدرت مقارن دیگری نیز نسبت داد؛ در حالی که چنین نسبتی عقلاً پذیرفتنی نیست.

منبع:

کلام تطبیقی (۱)، ص۱۹۹.


دیدگاه امامیه
متکلمان امامیه، نه جبر را می‌پذیرند و نه تفویض را.

آنان با استناد به روایات اهل بیت(ع)، نظریه «امرٌ بین الامرین» را مطرح می‌کنند.

بر این اساس:

انسان حقیقتاً فاعل مختار است.
خداوند نیز علت‌العلل و خالق نظام هستی است.
اراده انسان در طول اراده الهی تحقق می‌یابد، نه در عرض آن.
به تعبیر شهید مطهری، نسبت فعل به خداوند و انسان همانند نسبت نوشتن به انسان و دست است؛ هر دو نسبت صحیح‌اند، اما در دو مرتبه متفاوت از علیت.


جمع‌بندی
نظریه کسب، تلاشی برای جمع میان توحید افعالی و اختیار انسان بود؛ اما به دلیل نفی تأثیر حقیقی اراده انسان، از سوی بسیاری از متکلمان با نقدهای جدی مواجه شد.

دیدگاه امامیه با طرح نظریه «امر بین الامرین» می‌کوشد هم توحید افعالی را حفظ کند و هم مسئولیت، اختیار و عدالت الهی را تبیین نماید.


نتیجه
بنابراین، اگرچه اشاعره با نظریه کسب قصد داشتند از جبر فاصله بگیرند، اما بسیاری از اندیشمندان اسلامی معتقدند این نظریه در نهایت تفاوت ماهوی با جبر ندارد و نتوانسته نقش واقعی اختیار انسان را اثبات کند.


منابع
ربانی گلپایگانی، علی. کلام تطبیقی (۱): توحید، صفات و عدل الهی. قم: مرکز بین‌المللی ترجمه و نشر المصطفی(ص)، ص۱۹۹.
عقائد استدلالی، ج۱، ص۲۳۳.
بدوی، عبدالرحمن. مذاهب الإسلامیین، ج۱، ص۵۵۵.
فرهنگ عقاید و مذاهب اسلامی، ج۲، ص۱۰۹.
دانشنامه کلام اسلامی. زیر نظر آیت‌الله جعفر سبحانی و دکتر علی ربانی گلپایگانی.
دائرةالمعارف قرآن کریم. پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی.

📌 مطالب بیشتر را در کانال ایتا «برهان تا یقین» دنبال کنید:

🔸 https://eitaa.com/borhanyaghen

 

موضوعات: کانال اعتقادی از برهان تا یقین  لینک ثابت
 [ 10:55:00 ب.ظ ]