آیا ملاصدرا زنان را حیوان دانسته است؟ بررسی سندی و تحلیلی یک شبهه جنجالی
شبهه ۱۲ | بررسی نسبت «زنان حیوانات با صورت انسانی» به ملاصدرا
مقدمه
یکی از شبهاتی که در سالهای اخیر درباره فلسفه اسلامی و دیدگاه ملاصدرا درباره زن در فضای مجازی مطرح شده، این ادعاست که ملاصدرا زنان را در شمار حیوانات قرار داده و معتقد بوده است خداوند برای آنکه مردان از آنان گریزان نشوند، صورت انسانی بر آنان پوشانده است.
این ادعا معمولاً با استناد به عبارتی از الحکمة المتعالیة فی الأسفار العقلیة الأربعة، مشهور به اسفار اربعه، مطرح میشود. در مقابل، برخی برای دفاع از ملاصدرا، اساس این نقل را انکار کرده و تمام عبارت را ساخته و پرداخته مخالفان فلسفه دانستهاند.
بررسی دقیقتر منابع نشان میدهد که هر دو برداشت نیازمند اصلاح است. ملاصدرا در اسفار، در ضمن بحث از منافع حیوانات، عبارت «بعضها للنکاح» را آورده است؛ اما عبارت صریح و جنجالی درباره «پوشیده شدن صورت انسان» در حاشیه ملاهادی سبزواری بر اسفار آمده است، نه در متن اصلی ملاصدرا (ملاصدرا، ۱۹۸۱م: ج۷، ص۱۳۶؛ سبزواری، حاشیه اسفار، ذیل عبارت مذکور).
بنابراین، برای پاسخ علمی به این شبهه باید میان متن ملاصدرا، تفسیر سبزواری و داوری اسلامی درباره جایگاه زن تفکیک کرد.

۱. عبارت ملاصدرا در اسفار چیست؟
ملاصدرا در بخشی از جلد هفتم اسفار با عنوان بحث از عنایت الهی در آفرینش زمین و آنچه بر روی آن است تا انسان از آن بهرهمند شود، به انواع موجودات و بهویژه حیوانات اشاره میکند.
او پس از بیان اینکه از عنایات الهی، پدید آمدن حیوانات مختلف است، منافع گوناگون آنها را برمیشمارد:
«… وَمِنْها تَوَلُّدُ الْحَیَواناتِ الْمُخْتَلِفَةِ … بَعْضُها لِلأَکْلِ … وَبَعْضُها لِلرُّکُوبِ وَالزِّینَةِ … وَبَعْضُها لِلْحَمْلِ … وَبَعْضُها لِلتَّجَمُّلِ وَالرّاحَةِ … وَبَعْضُها لِلنِّکاحِ وَاللَّهُ جَعَلَ لَکُمْ مِنْ أَنْفُسِکُمْ أَزْواجاً» (ملاصدرا، ۱۹۸۱م: ج۷، ص۱۳۶).
در این تقسیم، ملاصدرا از حیواناتی برای خوردن، سواری، حمل بار، تجمل و در نهایت «نکاح» سخن میگوید.
بنابراین از نظر سندی، اصل عبارت «بعضها للنکاح» را نمیتوان انکار کرد.
اما یک نکته بسیار مهم وجود دارد:
ملاصدرا در این عبارت عیناً نمیگوید:
«زنان حیواناتی هستند که صورت انسان بر آنان پوشانده شده است.»
این عبارت در متن اصلی ملاصدرا دیده نمیشود.
پس اگر در یک مطلب یا پست نوشته شود:
«ملاصدرا گفته است زنان حیواناتی هستند که صورت انسان بر آنان پوشانده شدهاند»
این نسبت، از نظر نقل مستقیم و سندی دقیق نیست.
۲. عبارت جنجالی دقیقاً از کجاست؟
عبارت صریح درباره زنان در حاشیه ملاهادی سبزواری بر اسفار آمده است.
سبزواری در توضیح عبارت ملاصدرا درباره «بعضها للنکاح» مینویسد:
«فی إدراجها فی سِلکِ الحیوانات إیماءٌ لطیفٌ إلى أنَّ النساء لضعف عقولهنَّ و جمودهنَّ على إدراک الجزئیات و رغبتهنَّ إلى زخارف الدنیا کدنَ أن یلتحقنَ بالحیوانات الصامتة حقّاً و صدقاً … و لکن کساهنَّ صورةَ الإنسان لئلّا یشمئزَّ عن صحبتِهنَّ و یرغبَ فی نکاحِهنَّ…»
(سبزواری، حاشیه اسفار، ذیل عبارت «بعضها للنکاح»).
مضمون این عبارت آن است که سبزواری، با طرح ادعای «ضعف عقول» و گرایش زنان به زخارف دنیا، آنان را نزدیک به حیوانات غیرناطق میداند و سپس میگوید صورت انسان بر آنان پوشانده شده است تا مردان از معاشرت با آنان منزجر نشوند و به ازدواج با آنان رغبت کنند.
بنابراین، عبارت «کساهن صورة الإنسان» متعلق به حاشیه سبزواری است.
این تفکیک از نظر پژوهشی بسیار مهم است؛ زیرا گوینده متن اصلی و گوینده حاشیه، یکی نیستند.
۳. آیا پس نسبت دادن این دیدگاه به ملاصدرا کاملاً نادرست است؟
پاسخ نیازمند دقت است.
اگر منظور این باشد که:
«ملاصدرا عیناً گفته است زنان حیواناتی هستند که صورت انسان بر آنها پوشانده شده است.»
این انتساب صحیح نیست؛ زیرا عبارت مذکور در حاشیه سبزواری آمده است.
اما اگر گفته شود:
«ملاصدرا در اسفار زنان را در ادامه بحث حیوانات و در ذیل عبارت «بعضها للنکاح» آورده است.»
این ادعا با متن اسفار سازگار است (ملاصدرا، ۱۹۸۱م: ج۷، ص۱۳۶).
بنابراین دو موضع افراطی باید کنار گذاشته شود:
موضع اول:
«تمام این عبارت، عیناً سخن ملاصدراست.»
موضع دوم:
«هیچ عبارت مسئلهبرانگیزی در اسفار وجود ندارد و کل ماجرا جعلی است.»
هیچکدام بیان دقیقی از وضعیت متن نیستند.
صورت دقیقتر این است:
ملاصدرا عبارت «بعضها للنکاح» را در متن اسفار آورده و ملاهادی سبزواری در حاشیه بر همین عبارت، تفسیر بسیار صریح و مسئلهبرانگیزی درباره زنان ارائه کرده است.
این نتیجه با گزارش منابع پژوهشی شیعی درباره این عبارت نیز سازگار است (اسلامکوئست، ۱۴۰۰).
۴. آیا سبزواری صرفاً از یک اصطلاح فلسفی استفاده کرده است؟
یکی از پاسخهایی که گاهی در دفاع از این عبارت مطرح میشود این است که در فلسفه اسلامی، انسان «حیوان ناطق» است و بنابراین واژه «حیوان» لزوماً بار توهینآمیز ندارد.
اصل این سخن درست است.
در منطق سنتی، «حیوان» جنس انسان و «ناطق» فصل آن دانسته میشود؛ ازاینرو تعبیر «حیوان ناطق» بهخودیخود توهین نیست.
اما این دفاع، تمام عبارت سبزواری را توضیح نمیدهد.
سبزواری در اینجا صرفاً نمیگوید «انسان حیوان است». او از تعبیر:
«الحیوانات الصامتة»
استفاده میکند؛ یعنی حیوانات غیرناطق.
علاوه بر این، این تعبیر در کنار عبارتهایی مانند:
«لضعف عقولهن»
و
«کدن أن یلتحقن بالحیوانات الصامتة»
و
«کساهن صورة الإنسان»
قرار گرفته است.
بنابراین، فروکاستن تمام سخن سبزواری به اصطلاح منطقی «حیوان ناطق» نمیتواند پاسخ کاملی باشد.
۵. آیا میتوان این دیدگاه را به اسلام نسبت داد؟
در اینجا باید میان دیدگاه یک اندیشمند مسلمان و تعالیم قطعی اسلام تفاوت گذاشت.
ملاصدرا و ملاهادی سبزواری از شخصیتهای مهم فلسفه اسلامیاند؛ اما هیچ اندیشمندی اگر از بزرگان یک سنت فکری باشد—معصوم از خطا نیست و هر دیدگاه انسانشناختی او را نمیتوان بدون بررسی، «نظر اسلام» نامید.
برای سنجش این دیدگاه باید به منابع بنیادین اسلام، بهویژه قرآن کریم، مراجعه کرد.
قرآن کریم درباره اصل آفرینش انسان میفرماید:
«یَا أَیُّهَا النَّاسُ اتَّقُوا رَبَّکُمُ الَّذِی خَلَقَکُم مِّنْ نَّفْسٍ وَاحِدَةٍ وَخَلَقَ مِنْهَا زَوْجَهَا…»
(قرآن کریم، نساء: ۱)
علامه طباطبایی در تفسیر این آیه، «نفس واحده» را ناظر به نوع انسانی دانسته و «زوجها» را همسر او از همان نوع معرفی میکند؛ بنابراین زن و مرد در اصل انسانیت، یک نوع و از یک حقیقت انسانیاند (طباطبایی، ۱۴۱۷ق: ج۴، ذیل آیه ۱ سوره نساء).
همچنین قرآن در بیان معیار ارزش انسانها میفرماید:
«إِنَّ أَکْرَمَکُمْ عِندَ اللَّهِ أَتْقَاکُمْ»
(قرآن کریم، حجرات: ۱۳)
علامه طباطبایی در تفسیر این آیه، کرامت حقیقی نزد خداوند را نه در امور اعتباری مانند نسب، قومیت و امتیازات ظاهری، بلکه در تقوا میداند (طباطبایی، ۱۴۱۷ق: ج۱۸، ذیل آیه ۱۳ سوره حجرات).
از سوی دیگر، قرآن زن و مرد مؤمن را در عرصه مسئولیت اجتماعی و دینی نیز در کنار یکدیگر قرار میدهد:
«وَالْمُؤْمِنُونَ وَالْمُؤْمِنَاتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِیَاءُ بَعْضٍ یَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَیَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْکَرِ…»
(قرآن کریم، توبه: ۷۱)
طبرسی در مجمعالبیان، «بعضهم أولیاء بعض» را به یاری و ولایت متقابل مؤمنان و مؤمنات تفسیر میکند (طبرسی، ۱۳۷۲ش: ج۵، ذیل آیه ۷۱ سوره توبه).
بنابراین، حتی اگر یک فیلسوف مسلمان درباره زن نظری خاص داشته باشد، برای نسبت دادن آن دیدگاه به «اسلام» باید آن را با مجموعه منابع دینی سنجید.
۶. آیا قرآن زن را از همان نوع مرد میداند؟
یکی از مهمترین آیاتی که در این بحث باید مورد توجه قرار گیرد، آیه نخست سوره نساء است:
«خَلَقَکُم مِّن نَّفْسٍ وَاحِدَةٍ وَخَلَقَ مِنْهَا زَوْجَهَا»
علامه طباطبایی در تفسیر این آیه، با اشاره به تعبیر «نفس واحده» توضیح میدهد که مراد، وحدت نوع انسانی است و همسر نیز از همان نوع انسانی است (طباطبایی، ۱۴۱۷ق: ج۴، ذیل آیه ۱ سوره نساء).
این نکته در تحلیل شبهه اهمیت دارد؛ زیرا اگر بخواهیم دیدگاه سبزواری را از منظر قرآن ارزیابی کنیم، باید به این مبنای قرآنی نیز توجه داشته باشیم.
البته این آیه بهتنهایی به معنای نفی همه تفاوتهای تکوینی، حقوقی یا خانوادگی میان زن و مرد نیست؛ بلکه بحث آن، اشتراک زن و مرد در اصل نوع انسانی است.
۷. آیه «وَاللَّهُ جَعَلَ لَکُمْ مِنْ أَنْفُسِکُمْ أَزْوَاجاً» چه میگوید؟
ملاصدرا پس از عبارت «بعضها للنکاح» به آیه:
«وَاللَّهُ جَعَلَ لَکُمْ مِنْ أَنْفُسِکُمْ أَزْوَاجاً»
استناد میکند (ملاصدرا، ۱۹۸۱م: ج۷، ص۱۳۶).
اما این آیه در قرآن، در سیاق بیان نعمت همسر و تشکیل زندگی خانوادگی آمده است.
ازاینرو، در تحلیل این عبارت باید میان متن قرآن و نحوه استفاده فلسفی ملاصدرا از آیه تفکیک کرد.
قرآن در آیات متعدد، زن و مرد را در چارچوب رابطه زوجیت، سکون، مودت و رحمت معرفی میکند؛ از جمله:
«وَمِنْ آیَاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَکُم مِّنْ أَنْفُسِکُمْ أَزْوَاجاً لِّتَسْکُنُوا إِلَیْهَا وَجَعَلَ بَیْنَکُم مَّوَدَّةً وَرَحْمَةً»
(قرآن کریم، روم: ۲۱)
علامه طباطبایی در تفسیر این آیه، رابطه زوجیت را از آیات الهی و زمینه آرامش و مودت و رحمت میان زوجین میداند (طباطبایی، ۱۴۱۷ق: ج۱۶، ذیل آیه ۲۱ سوره روم).
از این جهت، میتوان گفت تصویر قرآن از رابطه زن و مرد، صرفاً در قالب «استفاده جنسی» خلاصه نمیشود؛ بلکه مفاهیمی مانند سکون، مودت و رحمت نیز در مرکز این رابطه قرار دارند.
۸. آیا عبارت ملاصدرا را میتوان صرفاً به «نکاح» به معنای رابطه جنسی فروکاست؟
این قسمت نیازمند دقت زبانی است.
واژه «نکاح» در متون عربی اسلامی، واژهای فقهی و چندلایه است که در کاربردهای مختلف میتواند به عقد ازدواج یا رابطه زناشویی اشاره کند.
ازاینرو، ترجمه عبارت «بعضها للنکاح» به صورت «بعضی حیوانات برای آمیزش جنسی هستند» بدون توضیح سیاق، میتواند بار معنایی متن را تغییر دهد.
در متن ملاصدرا، این عبارت در کنار آیاتی درباره منافع حیوانات آمده و سپس آیه «وَاللَّهُ جَعَلَ لَکُمْ مِنْ أَنْفُسِکُمْ أَزْوَاجاً» ذکر شده است (ملاصدرا، ۱۹۸۱م: ج۷، ص۱۳۶).
بنابراین، در مقاله علمی بهتر است اصل عبارت عربی حفظ شود و سپس تحلیل شود؛ نه اینکه از ابتدا با یک ترجمه تحریکآمیز، نتیجهگیری مورد نظر را بر متن تحمیل کنیم.
۹. آیا عبارت سبزواری را باید جدی گرفت یا صرفاً یک حاشیه است؟
اینکه عبارت مورد بحث در حاشیه آمده، به این معنا نیست که از نظر تاریخی فاقد اهمیت است.
حاشیهنویسی در سنت فلسفی اسلامی یکی از شیوههای مهم شرح و تفسیر متون بوده است. بنابراین سخن سبزواری را باید بهعنوان دیدگاه خود او در مقام شارح اسفار بررسی کرد.
در عین حال، همین جایگاه حاشیهای نشان میدهد که نباید بدون ذکر نام سبزواری، آن را به متن اصلی ملاصدرا منتقل کرد.
پس عبارت:
«ملاصدرا گفته است: زنان صورت انسانی دارند تا مردان به ازدواج با آنها رغبت کنند»
از نظر پژوهشی دقیق نیست.
صورت دقیقتر این است:
«ملاصدرا در اسفار در بحث منافع حیوانات عبارت «بعضها للنکاح» را آورده است و ملاهادی سبزواری در حاشیه خود بر این عبارت، تفسیری درباره زنان ارائه کرده که آنان را به حیوانات صامت نزدیک میکند و از «کساهن صورة الإنسان» سخن میگوید.»
این نحوه نقل، هم اصل متن را حفظ میکند و هم از خلط صاحب متن و شارح جلوگیری میکند.
۱۰. آیا این دیدگاه با مبانی قرآنی قابل نقد است؟
بله؛ اما نقد آن باید مستند و روشمند باشد.
قرآن کریم، زن و مرد را در اصل آفرینش به یک «نفس» منسوب میکند (قرآن کریم، نساء: ۱).
همچنین در معیار کرامت، جنسیت را ملاک قرار نمیدهد:
«إِنَّ أَکْرَمَکُمْ عِندَ اللَّهِ أَتْقَاکُمْ»
(قرآن کریم، حجرات: ۱۳).
از سوی دیگر، قرآن زن و مرد مؤمن را در مسئولیت اجتماعی و دینی در کنار یکدیگر قرار میدهد:
«وَالْمُؤْمِنُونَ وَالْمُؤْمِنَاتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِیَاءُ بَعْضٍ»
(قرآن کریم، توبه: ۷۱).
بنابراین میتوان مبانی انسانشناختی سبزواری را از منظر قرآن مورد نقد قرار داد؛ بهویژه آنجا که سخن او به تقلیل جایگاه انسانی زن یا نزدیک کردن او به حیوانات غیرناطق میانجامد.
اما باید توجه داشت که این نقد، به معنای انکار همه تفاوتهای زن و مرد در نظام حقوقی یا خانوادگی اسلام نیست. بحث حاضر صرفاً درباره اصل کرامت و هویت انسانی زن است.
۱۱. نتیجه: نه انکار سند، نه نسبت نادرست
بررسی این شبهه نشان میدهد که پاسخ علمی نه در انکار اصل عبارت است و نه در نسبت دادن همه عبارتها به ملاصدرا.
آنچه از نظر سندی میتوان گفت این است:
۱. ملاصدرا در اسفار، در بحث آفرینش حیوانات و منافع آنها، عبارت «بعضها للنکاح» را آورده است (ملاصدرا، ۱۹۸۱م: ج۷، ص۱۳۶).
۲. عبارت تفصیلی درباره «ضعف عقول»، «الحیوانات الصامتة» و «کساهن صورة الإنسان» در حاشیه ملاهادی سبزواری بر اسفار آمده است (سبزواری، حاشیه اسفار).
۳. بنابراین عبارت مشهور فضای مجازی که همه این مطالب را بهصورت یک نقل قول مستقیم از ملاصدرا ارائه میکند، از نظر سندی دقیق نیست.
۴. از سوی دیگر، نمیتوان به دلیل اینکه عبارت صریح در حاشیه سبزواری است، اصل عبارت ملاصدرا و زمینهای را که سبزواری در حال شرح آن بوده نادیده گرفت.
۵. از منظر قرآن نیز اصل انسانیت زن و مرد مشترک است؛ قرآن از «نفس واحده» سخن میگوید و معیار کرامت را تقوا معرفی میکند (قرآن کریم، نساء: ۱؛ حجرات: ۱۳).
۶. بنابراین، دیدگاه سبزواری را باید بهعنوان یک دیدگاه تاریخی و فلسفی متعلق به خود او بررسی و نقد کرد، نه اینکه بدون دلیل آن را عیناً به ملاصدرا یا به اسلام نسبت داد.
جمعبندی نهایی
پس اگر پرسش این باشد که:
«آیا ملاصدرا عیناً گفته است زنان حیواناتی هستند که صورت انسان بر آنها پوشانده شده است؟»
پاسخ:
خیر؛ این عبارت عیناً در متن ملاصدرا نیست و در حاشیه ملاهادی سبزواری آمده است.
اما اگر پرسش این باشد که:
«آیا ملاصدرا در اسفار زنان را در ادامه تقسیم حیوانات و تحت عنوان «بعضها للنکاح» آورده است؟»
پاسخ:
بله؛ این عبارت در متن اسفار وجود دارد.
بنابراین دقیقترین صورت مسئله این است:
«در متن اسفار، عبارت «بعضها للنکاح» از ملاصدرا آمده و ملاهادی سبزواری در حاشیه خود بر این عبارت، تفسیری درباره زنان ارائه کرده که آنان را به حیوانات صامت نزدیک میکند. ازاینرو، نسبت دادن عبارت سبزواری به ملاصدرا خطای سندی است؛ اما انکار اصل عبارت ملاصدرا نیز با متن اسفار سازگار نیست.»
منابع
منابع اصلی
قرآن کریم.
ملاصدرا، محمد بن ابراهیم صدرالدین شیرازی. (۱۹۸۱م). الحکمة المتعالیة فی الأسفار العقلیة الأربعة. بیروت: دار إحیاء التراث العربی، ج۷، ص۱۳۶.
سبزواری، ملاهادی. حاشیه بر الحکمة المتعالیة فی الأسفار العقلیة الأربعة. ذیل عبارت «بعضها للنکاح».
منابع تفسیری
طباطبایی، سید محمدحسین. (۱۴۱۷ق). المیزان فی تفسیر القرآن. قم: دفتر انتشارات اسلامی جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، ذیل آیات ۱ سوره نساء، ۲۱ سوره روم و ۱۳ سوره حجرات.
طبرسی، فضل بن حسن. (۱۳۷۲ش). مجمع البیان فی تفسیر القرآن. تهران: انتشارات ناصر خسرو، ذیل آیه ۷۱ سوره توبه.
منابع پژوهشی و بررسی سندی
اسلامکوئست. «آیا ملاصدرا زنان را حیواناتی میدانست که خداوند تنها برای استفاده مردان، لباس انسانیت بر آنها پوشاند؟» در این بررسی، متن مورد بحث از اسفار، جلد هفتم، صفحه ۱۳۶، همراه با ارجاع به متن اصلی نقل شده است.
العقیقی، محمد الموسوی. (۲۰۱۸م). «المرأة فی المنظور الفلسفی للملا صدرا الشیرازی». نصوص معاصرة. این مقاله نیز متن ملاصدرا و حاشیه سبزواری را در کنار یکدیگر بررسی کرده است.
|
[چهارشنبه 1405-05-28] [ 10:54:00 ب.ظ ]
|



