طهارت از حدث و خبث در طواف حج

 

نجمه رضوی

نگاهی کلی به حج و مناسک آن

 از نظر فقه شیعی، زیارت خانه خدا بر دو نوع است، که یکی عمره و دیگری حج است.  

 الف)عمره بر دو قسم است که یکی عمره مفرده:

 و دیگری عمره ای که قبل از حج تمتع(عمره تمتع) انجام می شود

ب) حج تمتع

حج تمتع مرکب از دو عمل است؛ عمره تمتع و حج تمتع .

عمره تمتع در شکل، همانند عمره مفرده است ولی تفاوتهایی نیز دارند که در ذیل می‌آید.

اول: عمره تمتع صرفاً در ماه‌های خاصی (شوال، ذی‌قعده، ذی‌حجه) انجام می‌شود، ولی عمره مفرده منحصر به زمان خاصی نبوده و در تمام ایام سال می‌توان آن‌را انجام داد. اگر چه طبق برخی از روایات عمره رجبیه (عمره در ماه رجب) از فضیلت و اهمیت بیشتری برخوردار است

دوم: در عمره تمتع باید تقصیر کند؛ یعنى مقداری از مو یا ناخن خود بچیند، و سر تراشیدن(تیغ کردن) جایز نیست ولی در عمره مفرده مخیّر است بین سر تراشیدن و تقصیر.

سوم: عمره تمتع طواف نساء ندارد ولی عمره مفرده دارای طواف نساء است.

چهارم: میقات عمره تمتع یکى از مواقیت پنج‌گانه است، و میقات عمره مفرده «أدنى الحل» (نزدیک ترین محل در خارج از حرم) است و جایز است از یکى از مواقیت پنجگانه مُحرم شود.

حاجی بعد از به جا آوردن عمره تمتع، برای انجام اعمال حج تمتع، به نیت احرام حج دوباره مُحرم می‌شود.

اعمال حج تمتع به طور مختصر به ترتیب زیر است:

۱. احرام بستن در مکه

۲. وقوف در عرفات

۳. وقوف در مشعر الحرام

۴. سنگ زدن به جمره عقبه در منا

۵. قربانى در منا

 ۶. تراشیدن سر یا تقصیر کردن در منا

۷. طواف زیارت در مکه

۸. دو رکعت نماز طواف

۹. سعى بین صفا و مروه

۱۰. طواف نساء

۱۱. دو رکعت نماز طواف نساء

۱۲. ماندن در منا، در شب یازدهم و شب دوازدهم و شب سیزدهم (براى بعضى از اشخاص)

۱۳. زدن سنگ به جمرات در روز یازدهم و دوازدهم. همچنین اشخاصى که شب سیزدهم در منی ماندند روز سیزدهم باید رَمْى جمرات کنند.

طواف خانه خدا و شرایط آن

باتوجه به آنچه که بیان شد، طواف خانه خدا در هر دو نوع ازحج و عمره جز واجبات است. طواف یکی از اعمال واجب حج و عمره است و به معنای هفت دور به گرد کعبه گشتن می‌باشد. حال خود این طواف خانه خدا دارای شرایطی است که شامل موارد ذیل است:

 1 - نیّت

۲ - طهارت از حدث

  ۳ - طهارت از خبث

۴ - ختنه

۵ - ستر عورت

۶ - موالات

که در اینجا و از میان شرایط ذکر شده، بنا بر تکلیف درخواستی، تنها به مساله طهارت از حدث و خبث در طواف خانه خدا پرداخته خواهد شد.( لنکرانی، محمد فاضل، احکام عمره مفرده، ص ۵۶/ امام خمینی، مناسک حج، ص 54)

مفهوم خبث و حدث و طهارت از آن

خَبث و طهارت از آن

    خبث به معنای (نجاستهاى ظاهرى) است و منظور از طهارت آن، پاکى لباس و بدن عبادت کننده از انواع نجاسات است و نجاسات ده چیز است؛ بول، غائط، منى، مردار، خون، سگ و خوک، کافر، شراب و فقاع.

اسباب پاک شدن از نجاسات، مطهِّرات نام دارند و عبارتند از: آب، زمین، آفتاب، استحاله، انتقال، انقلاب، اسلام، تبعیت، برطرف شدن عین نجاست، استبراء حیوان نجاست خوار، غائب شدن مسلمان و خارج شدن خون متعارف از حیوان ذبح شده. صحت نماز و طواف، مشروط به این قسم از طهارت نیز مى باشد، هر چند در حصول آن قصد قربت لازم نیست.

حَدَث و طهارت از آن

حدث در لغت به معنای «به وجود آمدن» است و در اصطلاح فقهی حدث به معنای(نجاسات باطنی) است که به دو نوع است که شامل:  

1. حدث اکبر یا شدید موجب غسل

2. حدث اصغر یا خفیف موجب وضو

چیزهایی که باعث حدث اصغر می‌شوند مواردی هستند که وضو گرفتن را لازم می‌کنند و عبارت‌اند از: ادرار، مدفوع، باد معده، خواب، جنون، بی‌هوشی، مستی و استحاضه قلیله.

چیزهایی که باعث حدث اکبر می‌شوند مواردی هستند که با غسل کردن برطرف می‌شوند و عبارت‌اند از: جنابت، نفاس، حیض، استحاضه متوسطه، استحاضه کثیره و مس میت.

    تفاوت حدث و خبث

در اصطلاح فقهی به نجاست‌های ظاهری خبث گفته می‌شود و مطهرات پاک‌کننده آن‌هاست. اما حدث شامل نجاست‌های باطنی است که یک حالت روانی ایجاد می‌کند که امکان عبادت کردن را از بین می‌برد و برطرف‌کننده آن غسل، وضو یا تیمم است.


 

حکم طهارت از حدث و خبث و دلایل آن

وجوب طهارت از حدث اكبر و اصغر

طهارت از حدث اکبر و حدث اصغر در طواف واجب شرط است؛ لیکن در طواف مستحب بنابر قول مشهور، شرط نیست شرطیت طهارت در طوافِ واجب، واقعی است. بنابراین، چنانچه بدون طهارت طواف کند، طوافش باطل است؛ خواه از روی عمد و علم باشد یا سهو و یا جهل.

صاحب جواهر طهارت از حدث و خبث در طواف خانه خدا در حج واجب و مستحب را، امری واجب دانسته که وجوبش هم یک مساله اجماعی است که هیچ اختلافی درآن نيست.(نجفی،1404،ج19،ص271) اما مشهور فقط در حج واجب طهارت را شرط می دانند نه در حج مستحبی .

دروجوب طهارت در حج واجب عمده دلایل روایات هستند که برخی از آنان که مورد استناد فقهاست در ذیل می­آید:

روایت اول:

قول الصادق (عليه السلام) في صحيح معاوية: «لا بأس أن تقضي المناسك كلها على غير وضوء إلا الطواف بالبيت، و الوضوء أفضل»‌ ترجمه:

 از معاوية بن عمار روايت شده است، كه گفت: امام صادق عليه السّلام فرمود: باكى بر اين نيست كه همگى مناسك، بجز طواف بيت را بدون وضوء بجاى آورى، و وضوء در همگى مناسك افضل است (من لا یحضره الفقیه / ترجمه بلاغی و غفاری ;  ج ۳  ص ۲۹۰ )

روایت دوم:

و صحيح علي عن أخيه (عليه السلام) «سألته عن رجل طاف بالبيت و هو جنب فذكر و هو في الطواف قال: يقطع طوافه لا يعتد بشي‌ء مما طاف، و سألته عن رجل طاف ثم ذكر أنه على غير وضوء فقال: يقطع طوافه و لا يعتد به»‌

على بن جعفر گويد: از برادرم امام كاظم عليه السّلام پرسيدم: مردى در حال جنب طواف بيت نمود پس در حال طواف به ياد آورد (چه وظيفه‌اى دارد؟) فرمود: طوافش را قطع نموده و به طوافى كه انجام داده اعتنايى نمى‌كند.

باز از حضرتش پرسيدم: كسى كه طواف مى‌كند پس به ياد مى‌آورد كه بدون وضو است (چه وظيفه‌اى دارد؟) فرمود: طواف را قطع مى‌كند و به آن اعتنا نمى‌نمايد.(ترجمه فروع کافی ;  ج ۴  ص ۳۰۴)

روایت سوم:

و صحيح ابن مسلم: «سألت أحدهما (عليهما السلام) عن رجل طاف طواف الفريضة و هو على غير طهر قال: يتوضأ و يعيد طوافه، و إن كان‌ تطوعا توضأ و صلى ركعتين»‌

محمّد بن مسلم گويد: از امام (باقر يا امام صادق عليهما السّلام) پرسيدم: كسى كه بدون وضو طواف فريضه نمود (چه وظيفه‌اى دارد؟) فرمود: وضو بگيرد و طواف خود را اعاده كند و اگر طواف نافله بود وضو مى‌گيرد و دو ركعت نماز مى‌خواند. (ترجمه فروع کافی ;  ج ۴  ص ۳۰۴)

روایت چهارم:

صحيح حَريز عن أبي عبد الله (عليه السلام) «في رجل طاف تطوعا و صلى ركعتين و هو على غير وضوء قال يعيد الركعتين و لا يعيد الطواف»

از ابو عبد اللّه صادق (ع) پرسيدند: اگر كسى يك دوره طواف كند و نماز طواف را نيز بخواند و بعدا متوجه شود كه وضو نداشته، تكليف او چيست‌؟ ابو عبد اللّه گفت: نماز طواف را از سر مى‌خواند ولى لازم نيست كه طواف را هم از سر بگيرد.(گزیده تهذیب ؛  ج ۲ ، ص ۳۶۸)

احكام طهارت از حدث

طبق نظر مشهورجايز نيست طواف واجب از محدث، و اگر محدث غفلتا طواف كند طواف او باطل است، و اگر در اثناى طواف محدث شود، پس اگر بعد از تجاوز نصف بوده قطع مى‌كند و طهارت مى‌گيرد و از موضع قطع تمام كند، و اگر قبل از آن بوده طواف را بعد از طهارت از سر گيرد.(شیخ انصاری، محشی، ص48)

طهارت معتبر در طواف، همانند نماز، شامل طهارت با آب (وضو و غسل) و خاک (تیمّم) می‌شود؛ چنان‌که شامل طهارت افراد معذور، مانند مستحاضه، مسلوس، مبطون و وضو و غسل جبیره‌ای نیز می‌شود؛ لیکن مبطونی که به اندازه مدت طواف قادر به حفظ طهارت نیست، باید نایب بگیرد. (نجفي،1404،ج19،ص280)

برخی گفته‌اند: مبطون خود باید طواف کند، مگر آنکه ناتوان از طواف باشد.

آیا کسی که پی‌در‌پی باد معده از او خارج می‌شود، حکم مبطون را دارد و بنابر قول به نیابت باید نایب بگیرد یا نه؟ مسئله اختلافی است.

حکم زن مستحاضه

به قول مشهور، مستحاضه وظایفی را که بر عهده دارد، برای طواف و نماز آن باید انجام دهد. بنابراین، در استحاضه قلیله باید برای هر یک از طواف و نماز طواف وضو بگیرد، در استحاضه متوسطه برای طواف و نماز طواف غسل کند و برای هر یک وضو نیز بگیرد و در استحاضه کثیره برای هر یک از طواف و نماز جداگانه غسل کند. به عبارت دیگر بايد مستحاضۀ قليله براى طواف واجب فقط وضو بگيرد و اگر متوسطه يا كثيره است بايد علاوه بر وضو غسل هم بكند. و بنابر احتياط واجب وضوئى را كه قليله براى نماز گرفته و قليله بودنش ادامه دارد، براى طواف واجب كفايت نمى‌كند. و وضو و غسل متوسطه و كثيره كه به منظور نماز تحصيل شده براى طواف واجب كفايت نمى‌كند، خصوصا اگر متوسطه، طواف واجب را در غير وقت نماز صبح و يا كثيره طواف را در غير سه وقت نماز انجام دهد، كه در اين دو صورت بنابر احتياط واجب، صحت طواف آنها مشروط به وضو و غسل مخصوص طواف است. و اما طواف مستحب از آنجائى كه مشروط به طهارت نيست، احتياج به وضو و غسل ندارد.(امام خمینی، تحریر الوسیله، ج1، ص311)

حکم حائض

حکم زن حایض و نفسا در طواف بر حسب نوع طواف متفاوت است. در عمره تمتع چنانچه پیش از طواف، حیض یا نفاس عارض شود و وقت نیز وسعت داشته باشد، بعد از پاک شدن طواف را به جا می‌آورد؛ اما اگر وقت تنگ باشد آیا باید به حج افراد عدول کند و پس از حج، عمره مفرده به جا آورد یا اینکه اعمال عمره، جز طواف و نماز آن را انجام دهد و پس از تقصیر، برای حج احرام ببندد و پس از پاک شدن، طواف عمره را با طواف حج به جا آورد

(نظر به اين كه طواف و نماز طواف هر دو مشروط به طهارت و متوقف بر ورود بمسجد الحرام مى‌باشد كه آن نيز مشروط به طهارت است لهذا زن حائض از اين دو عمل معذور است، بنا بر اين حج تمتع را كه مستلزم دخول بمسجد در آغاز عمل مى‌باشد بحج افراد تبديل مى‌كند و قبل از طواف، به عرفات و مشعر و منى مى‌رود و طواف حج را تا بعد از پاك شدن از حيض، بتأخير مى‌اندازد و پس از پايان حج، عوض عمره تمتع، عمرۀ مفرده به جا مى‌آورد و همين عمل براى زن حائض مجزى از حج تمتع است‌)

 و یا آنکه میان آن دو مخیر است؟ دیدگاه‌ها متفاوت و قول نخست مشهور است. برخی در مسئله تفصیل داده و گفته‌اند: اگر پس از احرام بستن حیض شود، اعمال عمره جز طواف و نماز را آنگونه که در قول دوم گذشت ادامه می‌دهد؛ اما اگر پیش از احرام حیض شود به حج افراد عدول می‌کند.

چنانچه حیض در اثنای طواف عارض شود باید فوری از مسجد بیرون رود. اگر پیدایی خون قبل از تمام شدن دور چهارم باشد، بنابر مشهور طوافش باطل است و پس از پاکی با وسعت وقت طواف را اعاده می‌کند و با تنگی وقت، حکم صورت پیشین (عروض حیض قبل از طواف) جاری می‌شود. و اگر پیدایی حیض بعد از اتمام دور چهارم باشد، بنابر مشهور عمره تمتع صحیح است و سعی و تقصیر را انجام می‌دهد و پس از پاکی، باقی مانده طواف را به جا می‌آورد.

چنانچه پیدایی حیض قبل از طواف در عمره مفرده یا حج باشد، با وسعت وقت صبر می‌کند تا پاک شود و پس از پاکی، بقیّه اعمال را انجام می‌دهد و با تنگی وقت یا عدم امکان اقامت در مکه تا آخر ذیحجه، برای طواف و نماز آن نایب می‌گیرد

طهارت از خبث

به قول مشهور باید بدن و لباس طواف‌کننده پاک باشد. عمده دلايل آنان دراين بحث رواياتي است كه در اين زمينه آمده است از جمله:

خبر يونس بن يعقوب «سألت أبا عبد الله (عليه السلام) عن رجل يرى في ثوبه الدم و هو في الطواف ‌فقال: ينظر الموضع الذي رأى فيه الدم فيعرفه ثم يخرج فيغسله ثم يعود فيتم طوافه»

از اباعبدالله علیه السلام درباره مردی پرسیدم که در حال طواف بر لباسش خون می بیند به جایی که خون دیده نگاه می کند، آن را می شناسد، بیرون می آید و آن را می شویید، سپس برمی گردد و طواف خود را کامل می کند.

برخی آن را شرط ندانسته و گفته‌اند: طواف کردن با بدن یا لباس نجس کراهت دارد. آیا نجاستهای بخشوده شده در نماز، از قبیل خون کمتر از درهم در طواف نیز بخشوده است یا نه؟ مسئله اختلافی است.

طهارت از خبث شرط ذُکری است. بنابراین، چنانچه بعد از فراغ از طواف متوجه شد بدن یا لباسش نجس بوده، طوافش صحیح است؛ اما اگر در اثنای طواف فهمید که بدن یا لباسش از اول نجس بوده یا هنگام طواف نجس شده است، در صورتی‌که بدون رها کردن طواف، تطهیر یا تعویض آن امکان داشته باشد، انجام و طواف را ادامه می‌دهد. در غیر این صورت طواف را رها نموده، بدن یا لباسش را تطهیر می‌کند. در این صورت آیا باید باقی مانده طواف را از همانجا که رها کرده ادامه دهد یا در صورت گذشتن از نصف ادامه می‌دهد و قبل از آن از اول شروع می‌کند؟ دو دیدگاه وجود دارد. قول دوم به مشهور نسبت داده شده است.

کسی که فراموش کرده بدن یا لباسش نجس است و پس از طواف با بدن یا لباس نجس متذکر شده، آیا طوافش صحیح است و نیازی به اعاده ندارد یا باید اعاده کند؟ مسئله اختلافی است.

 

موضوعات: مطالب علمی-پژوهشی, متن کامل مقاله  لینک ثابت